تبليغاتX
فریاد عدالت




                  » فریاد عدالت


                             » آنان که به هر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش تاریخ اند!
درباره وبلاگ
این سایت به هیچ حزب یا گروه سیاسی و... وابسته نمی باشد. فریاد عدالت تنها فریاد کسانی است که ظلم را نمی پذیرند و در مقابل آن قد علم کرده و به مبارزه با آن بر می خیزند.
از شما دوستان گرامی نیز دعوت می کنیم که به ما پیوسته و در این راه یاری مان کنید.
لطفا پس از بازدید از قسمت های مختلف سایت، ما را از نظرات ارزشمندتان محروم نفرمائید.
پیروزی از آن متقین است...
*تذکر: فریاد عدالت هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوای سایت ها و وبلاگهای لینک شده ندارد%
لينك دوستان
آرشيو مطالب
پيوند هاي روزانه
» مصاحبۀ اینترنتی فریاد عدالت با "دکتر اکبر اعلمی"

مصاحبه اینترنتی با دکتر اکبر اعلمی دکتر اکبر اعلمی

**سوال فریاد عدالت :

 

سلام آقای دکتر اعلمی:

همۀ ما می دانیم که در دین عزیز اسلام اطاعت و فرمانبرداری از "حکومت طاغوت" حرام است.حال با این اوصاف:

۱-لطفاً اولا بفرمائید طاغوت یعنی چه؟

۲- در ثانی "حکومت طاغوت"به چه شکلی است؟

۳-و در آخر به نظر حضرتعالی ... مصداق حکومت طاغوت است یا خیر؟

***پاسخ دکتر اعلمی:

علیکم السلام

۱- ظاهراً طاغوت نام یکی از بت های قریش در جاهلیت بوده است.به شیطان نیز طاغوت اطلاق می شود در واقع "طاغوت" مصدر فاعلی است و از طغیان مشتق شده است.طغیان به معنی سرکشی ،تعدی و خروج از حدود طبیعت  و فطرت بشری است. از اینرو هر تجاوز گر و ستم پیشه ای و هر کسی که علیه فطرت بشری عصیان نماید،و حقوق طبیعی و فطری انسان هارا تضییع نماید ،طاغوت است. الهه ها بت ها ، خداهای انسانی و خرافی ،نمرود ،فرعون،هیتلر ،موسولینی و امثال اینها و ...، واساساً هر معبودی به غیر از خدا و هر کس که خود را بجای خدا به مردم قالب کرده و با آنان خدا گونه برخورد کند وهمنوعان خود را به کرنش در برابر خویش وادار یا رهنون سازد، مصداق طاغوت محسوب می شود.پس طاغوت هم می تواند از جنس انسان باشد و هم از نوع غیر انسان.

۲- قرآن کریم با بیان آیه "فمن یکفربالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی"به دو نوع ولایت؛ ولایت طاغوت و ولایت خدائی اشاره می کند و نتیجه می گیرد ؛ تنها کسانی که طاغوت ها را تکفیر کرده و به خداوند ایمان آورده اند می توانند یقین داشته باشند که به "عروة الوثقی" (دستگیره وریسمان محکم و قابل اطمینان)چنگ انداخته اند.لذا با بیان آیه "ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت" توصیه و تأکید می کند که فقط خدا را عبادت کرده و از هر نوع طاغوتی دوری گزینید.

و در جای دیگر می فرماید؛ "الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظمات".

"الله" ولی کسانی است که به خدا ایمان آورده اند ،لذا نتیجۀ ایمان و اعتقاد به خدا این است که افراد مؤمن از جهل و جهالت و ظلمت و تاریکی خارج شده و بسوی نور روشنائی و آگاهی هدایت می شوند، اما کسانی که طاغوت (هر چیز غیر خدائی و مغایر با فطرت بشری) بر آنها ولایت دارد ، این گروه به سان کسانی هستند که از جهان روشنائی و شفافیت و آگاهی به دنیای تاریکی و جهالت و نادانی هدایت شده اند.

پیامبر اکرم (ص) هم حکومت ها را به دو دستۀ "حق" و "ابلیس" تقسیم کرده و در توضیح ایندو می فرمایند: هر گاه رهبر و امام هدایتگر و آگاهی دهنده بر جامعه حاکم باشد ، آن حکومت حق است ، و هرگاه رهبر گمراه کننده ای بر جامعه حاکم شود،آن دولت ، دولت ابلیس است.

بنابرین استنباط و برداشت من این است که به هر سیستم استبدادی و دیکتاتوری ،هر سیستم مبتنی بر تحجر ،جهل، ظلم وتبعیض ،هردولت وسیستم خرافه گر و مروج اوهام و خرافات و مخالف فکر و اندیشه ونوگرایی، هرگونه نظام طبقاتی ظالمانه،هرسیستم سیاسی،فرهنگی ،اجتماعی واقتصادی مغایر با فطرت و طبیعت بشری و ضدحقوق بشری، هرحرکتی که به جلوگیری ازبندگی خدا و سوق دادن او به عبادت مخلوقات خدا در هر شکل و شمایلی منتهی شود،هرشخص ودولت وحکومتی که خود رابرخلاف میل ملت برآنها تحمیل نماید ولاجرم هرحرکت غیرخدایی و درتعارض با حاکمیت بشربرسرنوشت خود،می تواندمصداق ولایت طاغوت به شمار آید.چنانکه اشاره شد،فرعون مصداق بارز طاغوت درقرآن است .قرآن در وصف او می فرماید:"ان فرعون علی فی الارض وجعل اهلها شیعا،یستضعف طائفه منهم، یذبح ابنائهم ویستحیی نساءهم ،انه کان من المفسدین"

فرعون کسی بود که بر روی زمین بر مسند خدایی تکیه زده برای جانشیان خدا در روی زمین ادعای خدائی می کرد و برای نیل به این مقصود،خود را خیلی متعالی و بلند مرتبه میپنداشت ودرهمین راستا مردم رابه گروه های مختلف تقسیم میکرد، یک گروه را تضعیف کرده و خوار میشمرد و گروههای سرکش ومخالف خودرا قتل عام می نمود و از این میان تنها زنان آنها را زنده نگاه میداشت ، پس همانا این رفتار و اندیشه فرعون وسیستم سیاسی وحکومتی وی،که ازجنس و ماهیت فسادبود،او رادرجرگه مفسدین قرارداده بود.دراثراین نوع اندیش ورفتار است که خداوند به موسی امر می فرماید:"اذهب الی فرعون ،انه طغی"! بسوی فرعون بشتاب که او طغیان کرده و در زمرۀ طاغوتیان قرارگرفته است. بنابراین هر شخص و دولتی که بر اساس منشور فرعون بر مردم حکومت کند،لاجرم او هم مصداق بارز "طاغوت" است.

(توضیح: تفکّر دیگری وجود دارد که معتقد است همۀ حکومت هائی که اذن فقیه را در عصر غیبت نداشته اند همگی طاغوت محسوب می شوند و لذا نتیجه میگیرند که غیر از جمهوری اسلامی بقیه حکومت های دنیا طاغوتی است. از آنجا که من سواد و توان درک و استنباط این قبیل نظریه ها را ندارم،توضیح آنرا به عهدۀ نظریه پردازان و موافقان چنین نظریاتی وا می گذارم!)

۳-تعیین مصداق را بخودتان واگذار می کنم.

نقل عین مطلب با ذکر منبع برای همه آزاد است.

www.akbaralami.com/content/view/130/71/

 



نويسنده : | تاريخ : دوشنبه سی و یکم تیر 1387 |  نوع مطلب : مصاحبه فریاد عدالت با دکتر اکبر اعلمی |
» لینک روزنامه ها
» پیام دکتر اعلمی به فریاد عدالت

دکتر اکبر اعلمی از فریاد عدالت بازدید کردند...

پیام دکتر اعلمی به فریاد عدالت

دکتر اعلمی

ایشان در این بازدید که به دعوت ما صورت گرفته بود، پیامی به شرح زیر برای فریاد عدالت ارسال نموده اند که در زیر می آید:


"سلام! ایمیلتان راخواندم و دعوت شما برای بازدید از وبلاگتان اجابت شد،با این امید که فریاد عدالت هرگز خاموش نشود البته اگر هنوز رمقی برای فریاد کشیدن باشد زیرا به نظر میرسد صدای ظلم بر فریاد عدالت چیره گشته است و لذا فریاد عدالت خواهی در ایران و خصوصاً در تبریز حکم کیمیا را پیدا کرده و آن را تنها در ستارۀ سهیل باید جستجو کرد!!

برایتان آرزوی موفقیت می کنم"


با تشکر فراوان از حضور دکتر اعلمی در فریاد عدالت.

 



نويسنده : | تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1387 |  نوع مطلب : پیام دکتر اکبر اعلمی به فریاد عدالت |
» لینک خبرگزاری ها
لینک خبرگزاری ها
ايرنا
ايسكانيوز
ایسنا
ایلنا
برنا
حيات
رسا
شبستان
شهر
موج
مهر
ميراث فرهنگي
واحد مركزي خبر
ورزش ايران



نويسنده : | تاريخ : جمعه بیست و یکم تیر 1387 |  نوع مطلب : |
» لینک سایت های خبری
» با خون دل نوشتم!
برگرفته از شماره ۲۴۰ هفته نامه "آذرپیام" (با تلخیص)

نامه ای به شهدا!

با خون دل نوشتم!

سلام چه تلخ است نوشتن نامه ای از درد های این جهان فانی به ساکنین آن دیار باقی!

از کجا بگویم که نمی از یم این رنجنامه باشد؟ من از شما شکایت دارم!! شمائی که همه رفتید و مائی که شاید به اقتضای سن مجبور به ماندن شدیم تا ببینیم آنچه را که نباید می دیدیم.

یکی میگفت:دلاوریهای شما ،مارا در مسیر تکامل! سالیان سال به عقب انداخت و من فهمیدم که این سخن نیست بلکه هذیان هائی است که از قلبهای مریض خارج می شود و...

در نبود شما جای همه چیز عوض شده است.مدعیان مذهب پشت سر علی نماز می خوانند و غذا سر سفره معاویه تناول می کنند.داعیه محبت علوی دارند و حتی یک بار نامه اش به مالک اشتر را ندیده اند.برای جلب نظر اکثریت جامعه حاضرند تمام اعتقادات را به ارزانی بفروشند تا مشمول آن اکثریت شوند غافل از آنکه خداوند بارها در قرآن کریم فرموده: اکثرهم لا یعقلون.

و مگر علی اکثریت داشت؟ چه بگویم؟ هنوزهم مادران طلا های خود را می فروشند اما نه برای کمک به دین و کیان جامعه، که برای بستن دهان فرزندانی که برای تجارت تن به ابزار پیشرفته تری نیازمندند.

هنوز هم مردم شب های جمعه گرد هم می آیند اما نه برای کمیل امیرالمومنین که برای شب نشینی هائی که میزبان آن شیطان است.باور نمی کنید نه ؟!

در جامعه بدون شما افتخار به استخوان پوسیده نیاکان ۲۰۰۰ساله که زخم سلطه را بر دوشمان گذاردند اجر و قرب بیشتری دارد تا بازدید از تندیس زنده مقاومت در آسایشگاه ها.

حق دارم از شما شکایت داشته باشم که یکباره همه با هم ما را تنها گذاشتید .باز هم بگویم؟

در نبود شما این روبهکان بیشه های خالی از شیر، مستانه عربده سر مستی سر می کشند و بر سر میز تمدن در ظرفهای هیچ بار مصرفشان ، چوب حراج به دین زده و آنرا خیرات می کنند.

در نبود شما باز هم علی سر در چاه می کند و دل عالم را خون .به برکت شما انرژی هسته ای حق مسلم ما می شود اما دفاع از مکتب شیعه و اهل بیت علیهم السلام به صلاح نیست.

راستی اگر شما بودید کسی جرأت داشت کسی اینچنین بی باک به پیامبر عزیزمان توهین کند؟

در نبود شما حتی آسمان هم در باریدن به زمین بخل می ورزد. زمین برای رویاندن ناز میکند.خواندن مرغان دیگر صفائی ندارد.چقدر شبیه آخرالزمان شده است این جهان بی شما ... و علی همچنان غریب!! 

بدون شما ندبه خوانان جمعه صبح ها هر روز پیرتر می شوند و دیگر کسی به شمعدانیهای باغچه ها آب نمی دهد که برای ظهور مولای غریبمان دعا کنند.کسی جمعه صبح ها کوچه ها را آب و جارو نمی کند به امید...

اعتراف می کنم که به اینجای نوشته ها که رسیدم خجالت کشیدم .عرق شرم بر پیشانیم نشست .پس ما؟! با این همه ادعا؟! باز هم غریبی؟ دیگر بس است نامه نوشتن...

بروم فکری کنم تا شاید...نه بهتر است بگویم تا باشد که دوباره بتوان همان روزهای خوب عاشقی را زنده کرد...                                                                                                        نویسنده:محمدعلی



نويسنده : | تاريخ : شنبه یکم تیر 1387 |  نوع مطلب : با خون دل نوشتم! |
» عناوين آخرين مطالب