Template By: Tempha.com

» سایت شخصی دکتر اکبر اعلمی
» لینک مراجع عظمای تقلید
» لینک خبرگزاری ها
» لینک سایت های خبری
» لینک روزنامه های داخلی
» خبرگزاری انتخاب
» خبرگزاری شهریار
» .:: تشکل آرمان دانشجو ::.
» هواداران تیم تراکتورسازی تبریز
» هواداران تیم ماشین سازی تبریز
» هواداران تیم پتروشیمی تبریز
» هواداران تیم شهرداری تبریز
» هواداران تیم فولاد گستر تبریز
» سایت ورزشی گل
» زومرود
» وبلاگی در مورد صمد بهرنگی
» صدای فردا
» طرفداران دکتر اعلمی
» سایت رسمی یاران اعلمی
» اعلمی رئیس جمهور ایران آزاد
» وبلاگ حمایت از دکتر اعلمی
» هواداران دکتر اکبر اعلمی
» ریزبین
» آز تحلیل
» اصلاح طلب ایرانی
» سحام نیوز
» اشعار سرخ
» توپچو
» چی چست
» آذربایجان اسپورت
» فریاد خاموش
» میزان رای ملت بود یادش بخیر!
» به قلم خس و خاشاک
» رویا نیست،ما در کنار هم پیروزیم
» میر حسین
» صدای گریه آزادی
» بی دروغ
» حزب الله نسل سوم
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
گستاخی بی شرمانه چینی ها علیه مسلمانان
اخیرا به بازار ایران شلوار های جین از کشور چین وارد شده است، که در پشت این شلوار های جین زنانه عبارت شریفه " بسم الله الرحمن الرحیم " حک کرده اند.که وارد شدن چنین محصولاتی به بازار ایران بسیار بی سابقه است.حک نمودن آن عبارت شریفه پشت شلوار های وارداتی چینی خشم مسلمانان را از این اقدام شنیع چینی ها به دنبال داشته است و چهره نا مبارک چین را در اذهان مسلمین بیش از پیش تیره کرده است.

اما این سوال به ذهن خطور می کند که چه کسی مجوز واردات چنین کالاهای موهنی را صادر نموده است؟ یا بطور غیر قانونی وارد بازار کشورمان شده است؟
پیشتر نیز چینی ها در اقدامی خصمانه و بی شرمانه نام مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه را در زیر کفش های دخترانه حک کرده بودند، که با واکنش شدید مسلمانان روبرو شدند.
در این میان سکوت مصلحت آمیز دولت ایران و بسیاری از کشور های اسلامی در قبال این توهین های چینی ها، آنها را گستاخ تر از گذشته کرده است و هر روز باید منتظر توهین های جدیدی از سوی آنها باشیم!
می توان گفت که سکوت ننگ آور کشور های اسلامی و علی الخصوص ایران در مقابل قتل عام مسلمان "سین کیانگ چین" (اویغورلار) عامل پر رویی معاندین با اسلام شده است. نباید کشور های اسلامی در قبال کوچکترین ظلمی به مسلمانان به بهانه مصلحت!! سکوت پیشه کنند که نتیجه آن این خواهد شد که می بینیم و اگر این بار نیز سکوت کنیم باید در آینده منتظر اهانت های بسیار بزرگ تری باشیم.
نا گفته نماند که کشور ترکیه در قبال قتل عام مسلمانان اویغور چین بر خلاف دیگر کشور ها سکوت نکرد و به شدت واکنش نشان داد.
جای سوال است که (حالا به کشور های دیگر کاری نداریم!) ایران که ادعای حمایت از مظلومین سراسر جهان را دارد ، پس چرا در قبال قتل عام مسلمین سین کیانگ چین سکوت پیشه کرد؟! این جنایات اگر در فلسطین رخ داده بود آیا باز هم ایران سکوت می کرد؟ چه فرقی بین مسلمان فلسطینی و مسلمان چینی وجود دارد؟ خون فلسطینی رنگین تر است؟ یا مسئله دیگری وجود دارد؟ آیا با وجود این مسائل می توان به صداقت دولت ایران در حمایت از فلستطینی های مظلوم اعتماد کرد؟
در آخر باید از وزارت خارجه انتظار داشت که با این مسئله بطور قاطعانه برخورد نماید و به دولت چین هشدار های لازم را بدهد و حتی در صورت ادامه چنین سیاست های خصمانه ای در ارتباط با چین تجدید نظرهای لازم صورت گیرد.
خبر سایت هم میهن هم در این مورد بسیار خواندنی است، برای مطالعه آن کلیک کنید
اعتنا به اعترافات، مخالفت آشکار با قرآن است

آیت الله العظمی صانعی با صدور بیانیه ای نسبت به دادگاه فعالان سیاسی و بازداشت شدگان اعتراض ها پس از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم به شدت اعتراض کرد.
متن کامل بیانیه این مرجع تقلید به شرح زیر است:
بسمه تعالی
"و لا ترکتوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون"(۱۱۳/هود)
تاریخ انقلاب اسلامی پس از رفراندوم قانون اساسی، حضوری با شکوه تر و با عظمت تر از انتخابات ۲۲خرداد را به یاد ندارد، روز ها و شبهایی را بیاد داریم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتی آنهایی که نمی توانستند در انتخابات مشارکت کنند، چنان شور و شعفی را به پا ساخته بودند و چنان از آرمان های بزرگ معمار و بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به بزرگی و خوبی یاد می کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و یکپارچگی به وجد می آمد.
آری همه به نام دین و به نام آزادی برخاسته از اصول تشیع و برای پاسداری از آرمان ها و ارزش های شهیدان بخون خفته آمده بودند تا بار دیگر آن هم پس از سی سال به دنیا نشان دهندکه آزادی موهبتی است خدادای و هیچ کس نمی تواند مانع و سلب کننده آن از دریای انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه های زندان افتادند. جوانان عزیز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدایی بر جای ماند.این همه، تنها به خاطر این بود که مشروعیت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود! و آیا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنین بدهیم و ناخواسته ایجاد بحران نماییم و تمام آن اعتراض ها را به دولل خارجی نسبت داده و بی محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنیای غرب بپنداریم؟ ظلم و تعدی تا آنجا پیش رفت که شاهد دادگاه کسانی شدیم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسئولان حضوری فعال و چشمگیر داشتند. دادگاهی که هویت و چگونگی آن از پیش مشخص بود، تا جایی که شاهدیم نه تنها به مردم ، بلکه به نخبگان آنان و کسانی که عمر و جوانی خویش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی نموده اند نیز رحم نکردندو آنها را با انواع فشار های روحی و روانی و نگه داشتن طولانی مدت در سلول های انفرادی و قطع ارتباط با خارج از سلول و بی خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده های بی گناه آنها را از سرنوشت عزیزانشان بی خبر گذاشتند.
با توجه به آیه شریفه قرآن که بطور صریح و روشن هر گونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتی، از جمله افزایش جرات ظالمان و سرکوبگران آزادی های خدادای، گناهی خطرناک دانسته و با عنایت به کتاب ، سنت و عقل ، بر خود لازم می دانم که یک وظیفه شرعی و حکم الهی را در شرایط امروز و مخصوصا در رابطه با جلسه دادگاه حدودیکصد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهی که اگر نگویم در نظام قضایی جهان کم سابقه است، حداقل در قضای اسلامی بی سابقه و بدعتی نو بشمار می آید و قطعاً با گناهانی همراه می باشد.
اما آن نکته ای که باید به آن توجه کرد، صحت این اعترافات نیست، مسئله ای که بی ارزش بودن آن بر همگان روشن است، آن هم تنها به این دلیل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امیر المؤمنین علیه السلام ، اقرار در زندان و حبس، اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق دیگران است، که نه تنها بی ارزش، بلکه افترا وتهمت و معصیت کبیره و بر خلاف همه قوانین، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کسانی که به نحوی در نشر این گونه اعترافات دخیل بوده اند در گناه آنان شریک و سهیم می باشند و همه آنها مستوجب عذاب افترا و تضییع آبروی مردم هستند، موضوعی که در اسلام از جان انسان ها بالاتر است و خواه و نا خواه در زمانی نه چندان دور، قبل از جزای آخرت ، کیفر و جزای عمل خائنانه خود را در این دنیا و محکمه ای صالح و عادلانه خواهند دید. لکن نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، عبارت از بی اعتنایی به این اعتراف گیری ها و عدم ترتیب اثر دادن به آنهاست، که ترتیب اثر دادن به آنها که هر چند ناچیز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمین به حقوق ملت و کرامت انسانها بوده و مخالفتی روشن و آشکار با قرآن و وحی و حکم الهی می باشد.
در خاتمه همگاه باید از خداوند توانا بخواهند تا استقتمت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکمیت بر سرنوشت خویش را بر ما ارزانی دارد و از او متضرعانه بخواهیم که به برکت ایام پر برکت شعبانیه و مولود منجی عالم بشریت، به ملت ما صبر ، نصر و جزای خیر عنایت فرماید.
یوسف صانعی
۱۴/۵/۸۸
نويسنده :
|
تاريخ : شنبه هفدهم مرداد 1388 |
|
دکتر اکبر اعلمی: بررسی حقوقی نخستین دادگاه رسیدگی به پرونده بازداشت شدگان ناآرامی های اخیر و کیفرخواست صادره علیه آنان | |
| |
|
پیش از این در یکی از پست ها با عنوان "دستگیری ها و بازداشت های ناآرامی های اخیر و میزان انقیاد به قانون!؟ " به بخشی از موارد نقض قانون اشاره کردم.(اینجا) اینک ضمن ارجاع مخاطبین به موارد مذکور در یادداشت فوق، به بررسی حقوقی نخستین دادگاه رسیدگی به پرونده بازداشت شدگان ناآرامی های اخیر و کیفرخواست صادره علیه آنان می پردازم: محاکمه اخیر از حیث شکلي و ماهوی با چند ايراد و اشکال قانوني مواجه بوده و در تعارض با قانون اساسی، اصول مسلم حقوق و فوانین موضوعه می باشد، که در زیر به چند مورد از آن اشاره می شود:
الف- معجزه سلول های انفرادی: از ویژگی های مهم دادگاه یاد شده این بود که قدرت و تاثیر شگرف زندان و سلول های انفرادی آن در بازسازی و چرخش فکری چند نفر از سیاستمداران کهنه کار را در معرض دید عموم قرار داد و بجای آنکه به رسم مالوف متهمان در دادگاه از خود دفاع نمایند، به عنوان حامیان و پیروان سرسخت ولایت فقیه علیه خود و نزدیکانشان سخن گفتند و بسیاری از مواضع گذشته و ادعاهای خارج از زندان خود را انکار کردند!! امیدوارم که این چرخش آشکار در افکار معاون حقوقی و پارلمانی ریاست جمهوری دوره خاتمی و رئیس اسبق حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی دوره نخست وزیری میرحسین موسوی، ناشی از "توریه" و اعمال تضييقات مختلف به آنها نبوده باشد!
ب- محروم کردن بازداشت شدگان از مشاوره با وکلای خود: به گفته چندتن از وکلای متهمان و خانواده های آنان، وکلای مذکور از آغاز تحقیقات مقدماتی تا تشکیل اولین دادگاه رسیدگی کننده به اتهامات بازداشت شدگان، از محتوای پرونده ها و کیفرخواست صادره بی اطلاع بوده و لاجرم امکان حضور در دادگاه را نیافته اند. به عنوان مثال وكيل محمد علي ابطحي و چند تن ديگر از چهرههاي سرشناس بازدداشت شده، در گفتگو با رسانه های مختلف اعلام كرده است كه مقامات قضايي ايران از شركت وي در جلسه دادگاه روز شنبـه ممانعت به عمل آورده اند و هيچ اطلاعي از محتواي كيفر خواست موكلان خود ندارد.(اینجا) بدون تردید این اقدام مغایر با اصل سي و پنجم قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه است؛ به موجب قانون اصلاح ماده (128) قانون آئيندادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 17/3/82، متهم ميتواند يك نفر وكيل همراه خود داشته باشد. وكيل متهم ميتواند بدون مداخله در امر تحقيق پس از خاتمه تحقيقات، مطالبي را كه براي كشف حقيقت و دفاع از متهم يا اجراي قوانين لازم بداند به قاضي اعلام نمايد. اظهارات وكيل درصورت جلسه منعكس ميشود. به موجب بند 3 ماده واحده قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب 15/2/82 ،محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي عنهم را رعايت كرده و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند. همچنین طبق ماده واحده مصوبه 11/7/70 مجمع تشخیص مصلحت نظام "اصحاب دعوي حق انتخاب وكيل را دارند و كليه دادگاههايي كه به موجب قانون تشكيل ميشوند مكلف به پذيرش وكيل ميباشند." تبصره 2 این قانون تاکید می کند که" هر گاه به تشخيص ديوان عالي كشور، محكمهاي حق وكيل گرفتن را از متهم سلب نمايد حكم صادره فاقد اعتبار قانوني است. رأي شماره 501-1366.1.20 وحدت رويه هيأت عمومي ديوان عالي كشور نیز عدم شركت وكيل در دادرسي را مغاير با اصل 35 قانون اساسي تشخیص داده و دادگاه را به رسيدگي مجدد با حضور وكيل متهم و اجراي مقررات مادتين 284 و 284 مكرر قانون آيين دادرسي ملزم کرده است. ج- بی اطلاعی خانواده های بازداشت شدگان از وضعیت آنها: بعضی از خانواده های بازداشت شدگان نیز اظهار داشته اند که از وضعیت و اتهامات و محل و زمان تشکیل دادگاه اعضای خانواده خود بی اطلاع بوده اند. این امر هم با بند پنج ماده واحده قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مغایرت دارد.
د- عدم صلاحیت دادگاه: د/1- ضرورت تشکیل دادگاه با حضور هیان منصفه: طبق اصل يكصد و شصت و هشتم قانون اساسی، رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيأت منصفه در محاكم دادگستري صورت مي گيرد. برهمین اساس ماده 1 قانون هيأت منصفه مصوب 24/12/82 مقرر می دارد که رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علني است و با حضور هيات منصفه در دادگاه صالحه صورت ميگيرد. برکسی پوشیده نیست که اقدامات و اتهامات منتسبه به بسیاری از بازداشت شدگان مصداق جرم سياسي است و باید با حضور هیات منصفه مورد رسیدگی قرار گیرد، بنابراین تشکیل دادگاه مذکور بدون حضور هیات منصفه مغایر با قانون اساسی است. مگر آنکه بپذیریم، تصویب اصل 168 قانون اساسی و قانون هیات منصفه اقدامی عبث از سوی قانون گزار بوده است!
د/2- لزوم رسیدگی به اتهامات ابطحی در مراجع ویژه روحانیت: گرچه شخصا براین عقیده هستم که رسیدگی به پرونده های روحانیون در محاکمی بجز محاکم دادگستری مغایر با اصل 61 قانون اساسی است. با این وصف ماده 528 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب (در امور مدني) مصوب 21/1/79 ، مقرر می دارد که "دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت كه براساس دستور ولايت، رهبر كبير انقلاب امام خميني (ره) تشكيل گرديده طبق اصول پنجم (5) و پنجاه و هفتم (57) قانون اساسي تا زماني كه رهبر معظم انقلاب اسلامي ادامه كار آن را مصلحت بدانند به جرائم اشخاص روحاني رسيدگي خواهد كرد و ..." علاوه براین آئین نامه ها و مقررات مربوط به دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت نیز صراحتا و بطور مطلق رسیدگی به جرائم و تخلفات روحانیت را منحصرا در صلاحیت دادسرا و دادگاه های ویژه روحانیت بیان کرده است و تاکنون نیز رویه مراجع قضائی برهمین منوال استوار بوده است. براین اساس رسیدگی به اتهامات حداقل یکی از متهمین(ابطحی)، خارج از صلاحیت دادگاه مذکور و برخلاف قانون مورد اشاره و رویه مرسوم بوده است. ه- انتشار غیرقانونی محاکمه: قانون اصلاح تبصره(1)ماده (188) قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور کيفري مصوب 24/3/85 مقرر می دارد:" منظور از علني بودن محاکمه، عدم ايجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسيدگي است. خبرنگاران رسانهها ميتوانند با حضور در دادگاه از جريان رسيدگي گزارش مكتوب تهيه كرده و بدون ذكر نام يا مشخصاتي كه معرف هويت فردي يا موقعيت اداري و اجتماعي شاكي و مشتكيعنه باشد منتشر نمايند. تخلف از حكم قسمت اخير اين تبصره در حكم افترا است. این درحالیست که صداوسیما و خبرگزاری های دولتی طبق یک برنامه ریزی از پیش تدارک شده با نادیده گرفتن قانون یادشده، اقدام به انتشار جریان دادگاه رسیدگی به پرونده متهمین موصوف کرده اند. بنابراین لازم است که به عنوان مفتری تحت تعقیب قرار گیرند. چنانچه این اقدام با کسب مجوز از سوی دادگاه مربوطه صورت گرفته باشد، مسئولیت این اقدام غیرقانونی متوجه مقامات دادگاه خواهد بود.
و- عدم توجه به اصل بی طرفی و قانونی بودن جرم و مجازات و/1- ایرادات کیفرخواست: با وجود اینکه در مفاد کیفرخواست قرائت شده دلیل قانع کننده ای مبنی بر ارتکاب جرائم سازمان یافته و ارتباط آن با همه دستگیرشدگان مشاهده نمی شود، با این وصف حتی در صورت احراز ارتباط بازداشت شدگان حاضر در دادگاه با جرائم مورد ادعای دادستان، مستفاد از شرایط هفتگانه مندرج در بند "م" ماده واحده قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 28/7/81 که در مقام بیان ویژگی های یک كيفرخواست می باشد؛ اولا، كيفرخواست مذکور فاقد ویژگی های یک کیفرخواست قانونی است و بیش از آنکه واجد ویژگی های یک کیفرخواست باشد به مفالات روزنامه کیهان شباهت دارد! ثانیا، کیفرخواست هر فرد بايد بصورت جداگانه تنظیم و قرائت گردد. از اینرو تنظیم یک کیفرخواست واحد برای متهم کردن دهها نفر از بازداشت شدگان که از نظر سازمان، وابستگی ها، نوع اتهامات، سوابق و عملکرد هریک از آنان ،روابط آنان با یکدیگر و...هیچ سنخیت مشترکی میان آنها وجود ندارد، فاقد وجاهت قانونی و منطقی است و شائبه سیاسی بودن با هدف انحراف افکار عمومی علیه بازداشت شدگان و سیاسیون شاخص، قبل از مراسم تنفیذ ریاست جمهوری و منزوی ساختن همیشگی جریان موسوم به اصلاح طلبان، در درون حاکمیت و عرصه سیاست را در اذهان تقویت می کند. و/2- موجود نبودن دلایل توجه اتهام و تمسک به مستندات بی پایه و اساس بند 2 ماده واحده قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي، محكوميتها بايد برطبق ترتيبات قانوني و منحصر به مباشر، شريك و معاونجرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رأي مستدل و مستند به مواد قانوني و يا منابع فقهي معتبر (درصورت نبودن قانون) قطعي نگرديده اصل بر برائت متهم بوده و هركس حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد. این درحالیست که در سراسر بیانیه موصوف به اظهارات یک "جاسوس موهوم" و یا اقاریر بعضی از متهمین در بازداشتگاه استناد شده است. به عبارت دیگر مستندات دادستان یا مبتنی بر ادعاهای یک جاسوس موهوم است که اولا، مدعی هستند بنا به دلايل امنيتي از اعلان نام وي معذورند . ثانیا، هنوز در هیچ دادگاهی جاسوس بودن وی به اثبات نرسیده است و یا اینکه متکی به اقرار بعضی از متهمین است!! بنابراین: یک- با کمی دقت در مفاد بیانیه دادستان(کیفرخواست)، حاکیست که نسبت معناداری میان بسیاری از اقاریر متهمین و اظهارات جاسوس موهوم وجود ندارد. دو- آندسته از اقاریر متهمین که در خارج از دادگاه صورت گرفته است، فاقد اعتبار و حجیت شرعی و قانونی است. سه- به موجب بند 3 ماده واحده قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب 15/2/82 محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي عنهم را رعايت كرده و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند. بنابر اظهار وکلا و خانواده های بعضی از متهمین حق دفاع از آنها توسط وکلایشان سلب شده است و لذا مستندات کیفرخواست که مبتنی بر اقاریر و اظهارات متهمین است، بی اعتبار محسوب می شود. تبصره ذیل ماده 59 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب تاکید می کند، در مواردي كه اقرار متهم و يا شهادت شاهد و يا شهادت بر شهادت شاهد، مستند رأي دادگاه ميباشد ، استماع آن توسط قاضي صادركننده رأي الزامي است. چهار- در واقع اتهامات و اقدامات منتسبه به تعدادی از متهمین، ناظر به شرکت در راهپيمايي ها و تظاهرات پس از اعلام نتایج انتخابات بوده است که عمل مجرمانه به شکار نمی رود و از اینرو اساسا دستگیری و بازداشت این دسته از متهمین فاقد وجاهت قانونی بوده است. طبق ماده 124 قانون آئین دادرسی در دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 28/6/78، قاضي نبايد كسي را احضار يا جلب كند، مگر اينكه دلايل كافي براي احضار يا جلب موجود باشد. در حالیکه شواهد حاکیست که احضار و جلب بعضی از متهمین بدون وجود دلیل صورت گرفته و پس از آن در مقام تحصیل دلیل برآمده اند. به بیان دیگر، مفاد کیفرخواست مورد بحث دلالت بر توجه اتهام به بسیاری از بازداشت شدگان از جمله چهره های سیاسی مطرح ندارد و لذا صدور قرار بازداشت موقت علیه آنان نیز فاقد وجاهت قانونی و مغایر با مواد 32 و 35 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 28/6/78 می باشد. و/3- اقرار متهمین در دادگاه: اقرار شرعي تنها تحت شرايطي از جمله آزادي و اختيار کامل اقرار کننده و بدون ارعاب و ترس و در شرايط طبيعي جایز است، از اینرو اقرار فردیکه بیش از یک ماه در سلول انفرادی نگه داشته شده و بلافاصله به دادگاه منتقل شده است، مصداق اقرار تحت فشار محسوب و اعتباری ندارد. امام صادق(ع) می فرمایند؛ "هركس در حال ترس و يا در زندان يا در اثر تهديد و يا در حالي كه او را عريان نموده باشند به چيزي اقرار نمايد، نبايد بر او حد جاري شود." 1 این امام در جای دیگر فرموده است"هركس در اثر ترساندن يا كتك خوردن و يا در زندان به چيزي اقرار نمايد، بر او حد جاري نمي شود." 2 از طرفی بافرض شرعی و قانونی بودن اقاریر متهمین، از نظر شرعی و قانونی این اقرار تنها علیه مقرّ نافذ است. از همین رو ماده 1259 قانون مدنی مقرر می دارد که "اقرار عبارت از اخبار به حقي است براي غير بر ضرر خود" و ماده 1278 همین قانون نیز تاکید می کند که "اقرار هر كس فقط نسبت به خود آن شخص و قائم مقام او نافذ است و در حق ديگري نافذ نيست مگر در موردي كه قانون آن را ملزم قرار داده باشد". لذا انتشار اقاریر آقایان ابطحی و عطریانفر از طریق صدا و سیما و سایر رسانه های دولتی علیه دیگران، قبل از اینکه جرم آنها در دادگاه صالحه ثابت شده باشد، نه تنها فاقد وجاهت شرعی و قانونی است، بلکه در حق دیگران مصداق افتراست و طبق قانون انتشار دهنده آن (صدا و سیما و خبرگزاری های منتشر کننده گزارش دادگاه) نیز به عنوان مفتری قابل تعقیب است.
ز- کودتای مخملی! طبق نظريه ۷/۶۳۸۱ - ۱۳۶۹/۱۲/۱۸ ا . ح . ق . ، اصل قانوني بودن جرم و مجازات مورد قبول قانونگذار جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است. ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد؛ "هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي شود ". به موجب نظريه ۷/۶۰۷۳ - ۱۳۶۲/۱۲/۱۰ ا . ح . ق . نیز فعل يا ترك فعل را كه در قوانين و مقررات جاري صريحا جرم محسوب نشده است نمي توان جرم دانست. این در حالیست که اساس کیفرخواست دادستان و اتهامات او علیه بازداشت شدگان مبتنی بر عناوینی مانند؛ کودتای مخملی، انقلاب نرم و براندازی نرم است! در قوانین موضوعه ایران واژه "کودتا" تنها در یک مورد آنهم در ماده 188 قانون مجازات اسلامی بکار رفته است. مستنبط از مواد 186، 187 و 188 همین قانون اصطلاح "کودتا" صرفا ناظر به براندازي حكومت اسلامي با توسل به سلاح و قوای مسلح است. لذا عناوینی مانند کودتای مخملی، انقلاب نرم و براندازی نرم، واژه های بیگانه ای هستند و اساسا در قوانین جزائی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی ندارند و با فرض تحقق چنین فعلی، فاقد عنوان مجرمانه می باشد. به همین دلیل با وجود اینکه در جای جای این باصطلاح کیفرخواست، دستگیرشدگان متهم به شرکت در "کودتای مخملی" شده اند، با این وجود مواد قانوني مورد استناد دادستان در پایان کیفرخواست مورد ادعای مزبور معطوف به مواد 500، 610، 618، 677، 687 و 689 قانون مجازات اسلامي است که این امر خود به تنهائی حاکی است که دادستان هم به فقدان چنین عناوین مجرمانه ای در قوانین و مقررات جزائی ایران واقف بوده و اعتقادی به ارتکاب کودتا و براندازی از سوی متهمین بازداشت شده ندارد. به بیان دیگر اگر عملکرد بازداشت شدگان بزعم دادستان واقعا مصداق کودتا و براندازی محسوب می شد، انتظار می رفت که دادستان در کیفرخواست خود، حداقل به یکی از مواد باب هفتم قانون مجازات اسلامی و بویژه مواد 186 و 188 آن که ناظر به براندازی و محاربه و افساد في الارض است استناد است ، حال آنکه چنین نشده است! برچسب های ناچسب: در پایان لازم به یادآوری است که گرچه بنده از جهاتی نسبت به برخوردها و رفتارهای سیاسی اشخاصی همچون بهزاد نبوی، تاج زاده، سعید حجاریان، ابطحی و میردامادی انتقادات جدی داشته و دارم، اما متهم کردن این افراد به همنوائی با بیگانگان برای ارتکاب جرائم مذکور در کیفرخواست و پوشاندن لباس مجرمین برتن آنها را جفا و کمال بی انصافی و تنها یک طنز تلخ و ناشی از کینه دیرینه متحجرین و اقتدار گرایانی می دانم که از سال های دور در مقام انتقامجوئی از امثال آنها بوده اند. و جالب اینجاست که کسانی به براندازی و همکاری با بیگانگان متهم شده اند که اغلب آنها در طول عمر سیاسی خود حتی از گفتگو با رسانه هائی همچون بی بی سی هم خودداری ورزیده اند. در واقع این قبیل برچسب زدن ها به افراد مذکور که عمر مفید خود را صرف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران کرده اند، آنقدر ناچسب است که بخواهیم آب و روغن را با یکدیگر در هم آمیزیم. زیرنویس: 1-وسائل الشيعه، ج 18، ص 497 2-دعائم الاسلام، ج 2، ص 466
|

ابیاتی از شاعر بزرگ عصر؛ استاد شهریار:
حیدربابا ، ایگیت امک ایتیرمز
عؤمور کئچر، افسوس بره بیتیرمز
نامرد اولان عؤمری باشا یئتیرمز
بیزده، واللاه ، اونوتمارئق سیزلری
گؤرنمسک حلال ائدون بیزلری
***
حیدربابا ، شیطان بیزی آزدئرئب
محبتی اؤرک لردن قازدئرئب
قره گؤنون سرنوشتین یازدئرئب
سالئب خلقی بیر بیرینین جانئنا
باریشیغی بلشدیریب قانئنا
***
گؤز یاشئنا باخان اولسا ، قان آخماز
اینسان اولان ، خنجر بئلینه تاخماز
آمما حئییف کور توتدوغون بوراخماز
بهشتیمیز جهنم اولماق دادیر
ذیحجه میز محرم اولماق دادیر
***
حیدر بابا دؤنیا یالان دؤنیادی
سلیماننان ، نوحدان قالان دؤنیادی
اؤغول دؤغان ، درده سالان دؤنیادی
هر کیمسیه هر نه وئریب ، آلئبدی
افلاطون ننان بیر قوری آد قالئبدی
***
حیدربابا ، مرد اوغول لار دوغگینان
نامردلرین بورونلارین اوغگینان
گدیکلرده قوردلاری توت ، بوغگینان
قوی قوزولار آیین-شایین اوتلاسین
قویونلارون قویروقلارین قاتلاسین
***
حیدربابا ، سنون گؤیلون شاد اولسون
دؤنیا وارکن ، آغزون دولی داد اولسون
سنّن گئچن تانیش اولسون ، یاد اولسون
دینه منیم شاعیر اوغلوم شهریار
بیر عمر دور غم اوستونه غم قالار
نويسنده :
|
تاريخ : سه شنبه ششم مرداد 1388 |