تبليغاتX
فریاد عدالت




                  » فریاد عدالت


                             » آنان که به هر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش تاریخ اند!
درباره وبلاگ
این سایت به هیچ حزب یا گروه سیاسی و... وابسته نمی باشد. فریاد عدالت تنها فریاد کسانی است که ظلم را نمی پذیرند و در مقابل آن قد علم کرده و به مبارزه با آن بر می خیزند.
از شما دوستان گرامی نیز دعوت می کنیم که به ما پیوسته و در این راه یاری مان کنید.
لطفا پس از بازدید از قسمت های مختلف سایت، ما را از نظرات ارزشمندتان محروم نفرمائید.
پیروزی از آن متقین است...
*تذکر: فریاد عدالت هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوای سایت ها و وبلاگهای لینک شده ندارد%
لينك دوستان
آرشيو مطالب
پيوند هاي روزانه
» در پشت پرده چه می گذرد؟ /یشنهاد سایت هواداران پتروشیمی برای جلوگیری از انحلال تیم
در پشت پرده چه می گذرد؟ / پیشنهاد سایت هواداران برای جلوگیری از انحلال تیم

سوال بزرگ هواداران  ؛ آیا مدیران پترو نیز با انحلال موافقند؟

 

طی کش و قوسهای فراوان که حول و حوش تیم پتروشیمی تبریز و انحلال یا عدم انحلال این تیم اتفاق افتاد ، هواداران پتروشیمی تبریز شوکه شدند و آخر سر معلوم نشد که چه بر سر پترو آمده و خواهد آمد. مدیران تیم از مدیرعامل کارخانه گرفته تا سرپرست تیم ، هر یک به سرعت جبهه عوض کردند ، روزی گفتند انحلال منتفی است و روز دیگر آن را تهدیدی جدی شمردند.

 
حال سوال بزرگ هواداران این است ، آیا مدیران پتروشیمی با انحلال موافقند؟ کدامیک از مدیران به هواداران و ورزش آذربایجان خیانت کرده اند؟ و این سوالی است که جواب آن در آینده مشخص خواهد شد و ضرب المثلی قدیمی می گوید که " خورشید همیشه پشت ابر نمی ماند " دستها رو خواهند شد و عرق سرد و شرم آوری بر پیشانی آن مدیری خواهد نشست که تیم را به سمت انحلال سوق داد و آن مدیر بداند که آه و نفرین هواداران و جوانان نیز دامن وی را خواهد گرفت و روزی نفس راحت نخواهد کشید و هر چه را که اندوخته است ، یک شبه بر باد رفته خواهد دید.

 
طرح یک موضوع و پیشنهاد جالب که علتی برای سوال بزرگ هواداران می باشد

 
شاید هواداران نمی دانند که تیم پتروشیمی تبریز هم اکنون با 21 بازیکن قرارداد دارد و چنانچه قصد فروش این بازیکنان را داشته باشد ، می تواند 20 درصد از مبلغ قرارداد بازیکنان را به حساب خود بریزد. حال نکته ی جالب در اینجاست که : بسیاری از بازیکنان این تیم پیشنهادات خوبی دارند که حتی رقم برخی بالاتر از یک میلیارد ریال بوده و اکثر بازیکنان نیز رقمی معادل 700 الی 900 میلیون ریال پیشنهاد دارند ، حال چنانچه مدیران تیم مخالف انحلال هستند ، آستین ها را بالا بزنند و با فروش 70% این بازیکنان و دریافت مبلغ 20 درصد از قرارداد این بازیکنان ، جلوی انحلال تیم را بگیرند. یعنی چنانچه این کار انجام شود ، چیزی حدود 200 الی 250 میلیون تومان عاید باشگاه می شود و علاوه بر این می توان با یک اسپانسر روی مبلغ 100 میلیون تومان به توافق رسید ، و با 50 میلیون تومان این رقم به راحتی می توان بازیکنانی کم سن و سال ، بومی و آینده دار جذب تیم کرد و با اضافه کردن این بازیکنان با انگیزه به 30% باقی مانده از تیم پارسال ، یک تیم متوسط را راهی لیگ دسته اول کرد و به همین راحتی جلوی انحلال را گرفت.

 
پی نوشت : سایت هواداران منتظر عکس العمل مدیران تیم می باشد و چنانچه به هر نحوی این پیشنهاد نیز رد شود ، نشان از رضایت مدیران تیم برای انحلال میباشد.

 

پس ما منتظریم ، می توان جلوی انحلال را گرفت ، هنوز هم دیر نشده به شرطی که مدیران تیم ...



نويسنده : | تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» بیانیه باشگاه تراکتورسازی تبریز / برخی ها نگران انبوه هواداران تراکتور هستند.

 

برخی ها نگران انبوه طرفداران تیم تراکتورسازی هستند

 

حضور پررنگ تماشاگران در بازهاي تيم فوتبال تراکتورسازي تبريز و پرداخت آن از سوي رسانه ها، اين سووال را در نزد کارشناسان و متخصصان اين عرصه دامن زده که آيا اين رويداد بي نظير بايد به عنوان فرصت تلقي شود يا تهديد؟

به گزارش روز چهارشنبه ايرنا، حضور پررنگ و بي نظير تماشاگران علاقمند در بازي هاي تيم فوتبال تراکتورسازي تبريز در شرايطي از سوي بخش هاي ورزشي رسانه هاي پايتخت کشورمان به آن پرداخته مي شود که امروزه در عرصه بين المللي ، تعداد تماشاگران به عنوان يکي از شاخصه هاي اصلي ارزيابي سطح فوتبال باشگاه ها و ميزان مقبوليت تيم ها ، محسوب مي شود.
از سوي ديگر در عرصه باشگاه داري فوتبال کشورمان نيز که با معضل اساسي نبود يا کمبود تماشاگر روبروست در بيشتر بازي هاي ليگ برتر باشگاه هاي کشور که به عنوان بالاترين سطح اين رشته ورزشي مطرح است، حضور بي سابقه تماشاگران يک تيم شهرستاني مي تواند به بستري براي ايجاد انگيزه رواني در بين طرفداران ديگر تيم هاي شهرستاني حاضر در ليگ برتر جهت حضور در ميادين ورزشي تبديل شود.
اما به نظر مي رسد که حضور بالاي 60 هزار نفري(80 هزار نفری در تبریز) تماشاگران تيم فوتبال تراکتورسازي در بازي هاي اين تيم محبوب شهرستاني از سوي علاقه مندان و دست اندرکاران اين عرصه نه تنها به عنوان فرصتي براي ترويج فرهنگ جذب تماشاگر به ورزشگاه ها تلقي نمي شود ، بلکه اين عده با سياه نمايي در خصوص شادي و خوشحالي تماشاگران جوان اين تيم ، سعي در فراهم کردن زمينه هاي محروم ساختن آنان از اين مجال را مي کنند.
اين در حالي است که به عقيده کارشناسان امر ، افزايش شمار تماشاگران تيم هاي فوتبال کشورمان علاوه بر ايجاد فرصت تخليه انرژي بخش عظيمي از قشر جوان جامعه اسلامي مان ، امکان خودگرداني باشگاه هاي فوتبال از محل فروش بليط را نيز ميسر مي سازد.
زوران اسميلسکي، سرمربي فصل قبل تيم فوتبال پتروشيمي ، در يکي از مصاحبه هاي خود با خبرنگار ورزشي ايرنا ، ضمن ابراز تعجب از شمار چشمگير تماشاگران فوتبال در تبريز از اين وضعيت به عنوان سرمايه اصلي تيم هاي فوتبال تبريزي ياد کرده بود.
وي که تجربيات زيادي از حضور در بازهاي پرتماشاگر تيم هاي فوتبال اروپايي در چنته داشت، اظهار داشت: مسابقه فوتبال بدون تماشاگر را تنها مي توان در حد يک تمرين پذيرفت.
کم لطفي رسانه هاي ورزشي به حضور 80 هزار نفري تماشاگران تيم فوتبال تراکتورسازي تبريز و تلاش آنان در وارونه جلوه دادن اين پديده ميمون در شرايطي صورت مي گيرد که ورزشي نويسان آنها از نکات مثبت اين امر چشم پوشي کرده و تنها به برجسته سازي نقاط منفي آن بسنده مي کنند.
اين در حالي است که مطبوعات ورزشي و بخش هاي وررزشي رسانه هاي کشورمان بايد با رعايت اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري براي تقويت ورزش شهرستان ها تلاش کرده و از دامن زدن به تنش هاي ورزرشي که نتيجه اي جز تضعيف حوزه ورزش و هدر رفتن سرمايه گذاري هاي انجام شده در آن ندارد، خودداري کنند.
در اين بين هر چند بروز خطا و اشتباه از سوي درصدي از 80 هزار تماشاگر حاضر در بازهاي تيم فوتبال تراکتورسازي امري ناشايست است ، اما نوشتن آن به پاي همه تماشاگران به دور از انصاف و به نوعي نامهرباني در حق فوتبال شهرستان ها است.
از سوي ديگر ، برخوردهاي جانبدارانه مطبوعات ورزشي تهران نسبت به تيم فوتبال تراکتورسازي و هوادارانش و اقدام آنها در سياه نمايي محبوبيت اين تيم، اين ظن را در بين تيم هاي فوتبال شهرستاني ايجاد کرده که تيم هاي پايتخت، تحمل پذيرش تيم هايي با تماشاگران بيشتر از خود را در ليگ برتر را ندارند.
نکته جالب توجه ديگر در هجمه برخي از مطبوعات ورزشي به تماشاگران تراکتورسازي، تناقض آن با اقدام سازمان ليگ برتر در معرفي تماشاگران اين تيم به عنوان تماشاگران اخلاق در هفته دوم ليگ برتر در بازي مقابل ذوب آهن است.
از هفته چهارم ليگ برتر، نامهرباني ها نسبت به تماشاگران علاقه مند و فوتبال دوست تيم تراکتورسازي از سوي مطبوعات ورزشي آغاز شده و در همان زمان، زمزمه هايي مبني بر حاشيه سازي براي اين تيم به منظور توقف روند پيروزي هاي آن به گوش رسيد.
اين در شرايطي است که تاکنون سرمربي تمامي تيم هاي رقيب تراکتورسازي پس از انجام بازي مقابل اين تيم محبوب شهرستاني در مصاحبه با خبرنگاران رسانه هاي جمعي از تماشاگران به عنوان "بهترين" و "برنده اصلي بازي" ياد کرده و همت آنان در تشويق يکپارچه و 90 دقيقه اي تيمشان ، حتي در مواقع عقب بودن آن از تيم رقيب ، را ستوده اند.
نکته قابل تامل ديگر در اين ارتباط،گزارش ناظران بازي از ديدار تيم تراکتورسازي با تيم هاي راه آهن و استقلال است که با کم لطفي و به دليل نداشتن شناخت کافي از فضاي بازي ، پرتاب بطري پلاستيکي را سنگ و تشويق به زبان آذري را فحش قلمداد کرده و ناخواسته گزارشي به زيان تيم تراکتورسازي به فدراسيون ارايه کرده اند.
در شرايطي که ناظران بازي بايد با تحليل نقاط ضعف و قوت فضا و نحوه برگزاري ديدارهاي تيم ها، زمينه توسعه ورزش فوتبال در نقاط مختلف کشورمان را فراهم کنند، ناظر بازي تراکتور و استقلال با جانبداري و تعيين تکليف براي تصميم سازان، ابراز اميدواري کرده که برخلاف گزارش ناظر بازي تراکتورسازي با راه آهن که محروميتي براي تراکتورسازي در پي نداشت، اين بار تيم محبوب تبريزي با محروميت مواجه شود.
حال اين سووال در ذهن تماشاگران و علاقه مندان تيم فوتبال تراکتورسازي پيش مي آيد که مطبوعات ورزشي از پيش گرفتن چنين رويه اي در قبال آنان، چه هدفي را دنبال مي کنند؟
امروز در حالي که اغلب کشورها براي بهره مندي از فوايد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي بازي هاي فوتبال به دنبال جذب تماشاگر با شگردهاي تبليغاتي و رسانه اي گوناگون هستند، متاسفانه در کشورمان به دليل برخي نگرش هاي سو گيرانه و بعضا" تمرکز گرايانه شاهد شکل گيري رويه اي برخلاف اين جريان نهادينه شده هستيم.

براساس آمار منتشر شده در پايگاه اطلاع رساني "کاپس" (پايگاه اينترنتي تخصصي ثبت و تحليل آماري فوتبال جهان و ايران)،
پس از گذشت شش هفته از برگزاري رقابت هاي ليگ برتر باشگاه هاي کشور، متوسط حضور تماشاگر در بازي هاي خانگي تيم تراکتورسازي تبريز بيش از 56 هزار نفر بوده اين رقم بالاتر از تيم هاي پرسپوليس و استقلال به ميزان 55 و 35 هزار نفر است.

بر پايه گزارش اين پايگاه اينترنتي تخصصي فوتبال ، تاکنون بيش از 600 هزار نفر از مجموع 102 بازي انجام شده تا پايان هفته ششم ليگ برتر فوتبال باشگاه هاي کشور ديدن کرده اند که از اين رقم 180 هزار نفر سهم تراکتورسازي بوده است!
سر انجام اينکه، فعالان رسانه اي و مطبوعات ورزشي کشورمان بايد در اين نکته تامل کنند که نامهرباني در بررسي عملکرد تيم فوتبال تراکتورسازي و تضعيف اين تيم محبوب شهرستاني ، نتيجه اي جز هدر رفت سرمايه گذاري هاي مادي، معنوي و فرهنگي انجام شده براي طيف گسترده اي از مخاطبان ورزش فوتبال در منطقه شمال غرب کشور در وهله نخست و سراسر کشور در مرحله بعدي به دنبال نخواهد داشت.
ورزشي نويسان و دست اندرکاران ورزش پرمخاطب فوتبال کشور نبايد فراموش کنند که در سال هاي نه چندان دور ، تراکتورسازي ، ماشين سازي و ديگر تيم هاي فوتبال تبريزي ، محملي براي پرورش بزرگان فوتبال کشورمان بوده و هنوز نيز باقري ها، دايي ها و ... از سرمايه هاي بي بديل اين رشته ورزشي در سطح ايران اسلامي مان ، محسوب مي شوند.
اميد که علاقه مندان ورزش فوتبال در سراسر ايران عزيز ، نگاهي فراگير به اين رشته ورزشي داشته و به جاي تلاش براي واگرايي انرژي ها و استعدادهاي شکوفا نشده در اين عرصه براي هم افزايي و تشکيل تيم ملي فوتبال قدرتمند برخاسته از دل باشگاه هاي فوتبال نقاط مختلف کشورمان، بکوشند.

بیانیه باشگاه تراکتورسازی:تبريز هرگز يكشنبه 22 شهريورماه را از خاطر نخواهد برد

باشگاه تراكتورسازي در بيانيه‌اي با تقدير و تشكر از هواداران تبريزي به دليل استقبال كم‌نظير در ديدار برابر استقلال تهران ابراز اميدواري كرده است كه تراكتور بتواند نماينده‌ي شايسته‌اي براي هواداران خونگرم اين شهر باشد.

متن كامل بيانيه باشگاه تراكتورسازي به اين شرح است:

اين روزها همه جا صحبت از شماست. منصفان سخن از حماسه مي‌گويند و مغرضان چونان هميشه با ديده ترديد به حضور پررنگ و باشكوه شما مي‌نگرند. تبريز هرگز يكشنبه 22 شهريورماه را از خاطر نخواهد برد. همان روز بزرگي كه به مدد قدم‌هاي غيرتمندتان قهرمان فوتبال ايران زمين‌گير شد و نشان داديد از دو تيم پرطرفدار تهراني كم هوادارتر نيستيد شايد اين استقبال چشمگير از تيم فوتبال باشگاه تراكتورسازي تبريز به هر دليل و بهانه‌اي به مذاق برخي افراد خوش نيامده باشد لكن هميشه به داشتن چنين هوادار فهيم و بااخلاقي چون شما افتخار كرده و تمام تلاش خود را به كار خواهيم بست تا نمايندگاني شايسته براي هواداران پرشمار و خونگرم‌مان باشيم. اميد است با همت مردانه‌اي كه در شما سراغ داريم با معدود تماشاگران نماياني كه متانت، وقار و انضباط اجتماعي شما بزرگواران را زير سوال مي‌برند مقابله نموده و موجبات فخر و سرافرازي هواداران فوتبال تبريز را سبب گرديده و هرچه بيشتر فرهنگ والاي آذربايجان را به نمايش بگذاريد
در ادامه سرپرست این تیم نیز از حضور پرشور مردم آذربایجان قدردانی کرد

آذرنيا:
هواداران بزرگترين سرمايه باشگاه تراكتورسازي هستند
سرپرست تيم فوتبال تراكتورسازي تبريز گفت: حضور 80 هزار تماشاچي در ورزشگاه حال و هواي خاصي به نحوه بازي دو تيم داده بود.

محمدآذرنيا در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود:تماشاگران در ورزشگاه همه ما را به وجد آورده بودند و نشان دادند كه در همه حال هوادار واقعي تيم تراكتورسازي هستند زيرا آنها با وجود اينكه گل دريافت كرديم اما دست از تشويق تيم محبوب شان برنداشتند و تا پايان بازي يك صدا تيم تراكتورسازي را تشويق مي كردند.
وي افزود: اميدوارم در همه ي بازي ها هواداران تبريزي بر ورزشگاه بيايند و در همه شهرهاي كشور به خصوص تهران و تبريز يار و ياور تيم تراكتورسازي باشند و بتوانند با حمايت خود روحيه بازيكنان را افزايش دهند و باعث انگيزه مضاعف بازيكنان شوند.
وي گفت: از تمام هواداران تشكر مي كنم زيرا از قبل از افطار به ورزشگاه آمدند و تا پاسي از شب در ورزشگاه حضور يافتند و اميدوارم در تمامي بازي ها شاهد حضور آنان باشيم.



نويسنده : | تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» تراکتور سازی تبریز، پرطرفدارترین تیم ایران؛ استقلال در تبریز تحقیر شد!
 

تراکتورسازی تیریز پرطرفدارترین تیم ایران؛ استقلال در تبریز تحقیر شد!

 

تیرختوری ائل ایستر، شرفلی میللت ایستر

 

حضور یکصد هزار نفری هواداران تراکتورسازی تبریز

 

* تراکتور رکورد محبوبیت را شکست...

حضور یکصد هزار نفری هواداران تراختور از جای جای آذربایجان در استادیوم 

 در فوتبال ایران معمول است که تیمهای سرخابی پایتخت به هنگام بازی در شهرستان ها اکثریت ورزشگاه را حامی خود بینند و البته فقط در انزلی و ابادان شرایط اندکی متفاوت میباشد. اما آنچه که روز گذشته در تبریز مشاهده گردید برای استقلالی ها غیر قابل باور و عجیب بود و این تیم برای اولین بار شاید و در یک بازی بزرگ و پر تماشاگر احساس غریبی و تنهایی عجیبی میکرد بی اعتنایی به این تیم و ستاره های نامی ان هرگز به این اندازه نبوده است.در ورزشگاهی که حدود پنج هزار نفر برای استقلالی ها در نظر گرفته شده بود تا شروع بازی فقط هزار نفر برای تشویق این تیم جمع شده بودند که البته در اواخر بازی به صد نفر کاهش یافته بود. سکوهای خالی اختصاص بافته به استقلالی ها در مقایسه با جمعیت عظیم صد هزاز نفری حامی تراکتور سازی بزرگترین تحقیر برای ابی های پایتخت بود.

در مورد حضور صد هزار نفری هواداران تراکتور در این بازی لازم است یاد اوری شود که هزاران نفر که موفق به ورود به ورزشگاه نشده بودند برای دیدن بازی از تلویزیون به خانه های خود بازگشتند و ورودی های جاده استادیوم نیز از ساعت هشت عصر و به علت تکمیل شدن کامل ظرفیت استادیوم بسته شده بود و اگر ورزشگاه گنجایش ۲۰۰هزار هوادار را نیز داشت تراکتور باز بیش از این هوادار برای تماشای بازی داشت.

گزارش تصویری بازی بزودی در همین جا...

* تفاوت تراکتور با تیم های ایرانی

سایپا ۱- مقاومت سپاسی ۱ ؛ تماشاگر: حدود ۲ هزار نفر

سپاهان پر ادعا ۳- پاس ۱ ؛تماشاگر: حدود ۴ هزار نفر

استقلال اهواز صفر- صبای قم ۱ ؛تماشاگر: حدود۲ هزار نفر

ملوان انزلی ۱- فولاد خوزستان صفر ؛تماشاگر: حدود ۵ هزار نفر

ابومسلم ۱- راه آهن ۱ ؛تماشاگر: حدود ۲ هزار نفر

مس کرمان ۵- ذوب آهن ۲ ؛ تماشاگر: حدود ۵ هزار نفر

استیل آذین صفر- پیکان ۱ ؛ تماشاگر: حدود ۳ هزار نفر

پیروزی تهران ۲- شاهین بوشهر ۲ ؛ تماشاگر: حدود ۵۰ هزار نفر

تراکتورسازی تبریز ۱ - استقلال تهران ۱ ؛ تماشاگر قریب به ۱۰۰ هزار نفر!

 

 * تفاوت تراکتور با تیم های اروپایی

جوانى  هاى يك تيم كهنسال
«سكويا» يى به نام «تراكتور»
يك تورک آذرى در هر كجاى جهان كه باشد با عشق به ۳ چيز متولد مى شود: آذربايجان، ستارخان و تراكتور

كهنسال كه مى گويند، خيلى ها ياد پيرى مى افتند، چون به پيرى، كهنسالى هم مى گويند. من خودم شخصاً بيشتر از اينكه ياد پيريِ انسانى از همان جنس پيرمردى، پيرزنى بيفتم، درخت «سكويا» برايم تداعى مى شود. همان كه دركتاب فارسى دوره دبستان مان خوانديم بالاى سيصد،  چهارصد حلقه توى تنه اش دارد و بعد هم معلممان گفت: «فكر نكنيد كه اين حلقه ها دوزارى است و همين طور الكى توى تنه قطور سكويا نقش بسته، نه، هر كدام از اين سيصد، چهارصد تا حلقه يك سالى وقت برده، يعنى هر حلقه اى يك سال از عمرسكوياست كه اگر حالا چند صدتاست، يعنى اين درخت كهنسال چندصد سال عمر كرده.» بله، درخت كهنسال. اين واژه كهنسال را همان موقع درباره سكويا شنيدم و اين شد كه هر وقت ديگر هم كسى گفت يا جايى خواندم؛ كهنسال، خواهى، نخواهى ياد سكويا افتادم و انصافاً برازنده تر از سكويا هم سراغ ندارم براى واژه كهنسال. حالا و در ايام رو به زوال جوانى با شنيدن اين واژه دايره گسترده اى از چيزها دور ذهنم حلقه مى زند؛ يكى همين مسابقه يكشنبه شب گذشته؛ ديدار دو تيم كهنسال؛ تراكتور- استقلال! فوتبالى از جنس كهنسال ها اما مگر كهنسالى ديديم توى اين «شاه بازى»؟ همه اش طراوت بود، همه اش جوانى، جوانى  هاى يك تيم كهنسال؛ تيم تراكتور!
•••
يك آذرى در هر كجاى جهان كه باشد با عشق به ۳ چيز متولد مى شود. نه اينكه بعدها عاشق اين ۳ چيز شود، نه، با عشق به اين ۳ چيز زاده مى شود، به دنيا مى آيد؛ آذربايجان، ستارخان و تراكتور! اينكه مى بينيد تيمى مى شود كهنسال كه آدم را ياد قدمت سكويا مى اندازد به خاطر ريشه هاى زنده و پويايى است كه در دل مردم دوانيده شده است. بله، مردم هستند كه تراكتور، تراكتور مانده مثل استقلال، ملوان، صنعت نفت، پرسپوليس و مثل چند تيم ديگر. اين حقيقتى است عجيب كه هواداران تراكتور و آن ديگر تيم ها فوتبال را به خاطر تيمشان دوست دارند حال آنكه همين تيم ها بر اساس فلسفه فوتبال پديد آمده اند. عجيب كه مى گويم اينجاست. آنها فوتبال را دوست دارند چون تراكتور يك تيم فوتبال است، آنقدر تيم است كه حل شده در فرهنگ مردم، در خانواده هايشان و حتى ژن هايشان و اين است كه مى گويم يك آذرى با عشق به تراكتور به دنيا مى آيد چون چنين ژنى ساليان سال است از پدر و مادر به فرزند مى رسد و جاى عزيزى دارد براى خودش توى ساختمانDNA يكايكشان. كروموزومى به نام عشق به تراكتور!
•••
اگر روانشاد «حسين منزوى» از سرتنگدلى سرود؛ « ما ز اسب و اصل افتاده ايم/ ما پياده ايم اى سواره ها» اين در مورد تراكتور صدق نمى كند. خيلى شده كه تراكتور از اسب بيفتد اما از اصل هرگز! سكويا كه از اصل نمى افتد، سكويا، سكوياست. گرماى تموز باشد يا سرماى دى، سكويا اهل كمرخم كردن نيست. توفير دارد با رستنى هاى «لب جويى» كه به بادى سر مى خوابانند و دولا مى شوند، تعظيم مى كنند. ريشه دارد سكويا و ريشه اش آنقدر زمين را كاويده كه دشت را مال خود كرده، رسيده به كوه و از شما چه  پنهان، چشم به قله دارد. فوتبال بيشترش آسمان است تا ستاره، اين است كه آسمان زاده هاى تراكتور يقه ستاره هاى استقلال را گرفتند چون آسمان بودند و آسمان است كه روزى كهكشان مى شود در دل شب اگرچه آسمانِ شب با ستاره هايش قشنگ است هرچند ستاره هاى كوچيده!
•••
خوبى مثال هاى فلسفى اين است كه همواره دايره مصداقى گسترده اى دارند كه خب البته اين نشأت گرفته از ذات كلى و هستى  شمول خود فلسفه است. يعنى اگر «برتراند راسل» فيلسوف فقيد فرانسوى گفته «در كنار افراد زيادى مى توان خوابيد اما با افراد كمى مى توان بيدار بود» اين را مى توان به فوتبال هم تعميم داد چه تيم هايى از جنس تراكتورند كه فوتبال ما با آنها بيدار است كه ريشه در دل مردم دارند كه با هر فراز و فرودشان ريشه بر جاى مى ماند و همين ريشه مى شود آبشخور فوتبال ملى اين سرزمين و فوتباليست هايى در مكتب بيدار اين جور تيم ها تربيت مى شوند كه ساليان سال مى شوند آبروى ما در دنيا، همه دنيا!ميوه هاى اين سكويا را هر كه بچيند رواست؛ ميوه رسيده را بايد چيد تا جوانه تازه برويد تا درخت سربلند پرغرور «بر»ى تازه دهد تا سرش به خورشيد برسد تا در سايه سارش هم پرنده بياسايد هم مسافر و هم تبر به دست!
•••
ختم كلام اما باز جوانى هاى يك تيم كهنسال است. اينكه چطور مى شود با يك مشت جوان گمنام ستاره هاى چند ميلياردى استقلال را ۹۰ دقيقه به توپ بست، حبسشان كرد توى زمين خودشان و چپ و راست آن قدر حمله كرد روى دروازه شان كه خود را گم كنند ستاره ها توى آسمان تبريز؟!جوانى و حميت بازيكنان به جاى خود، جوانى و شجاعت سرمربى هم محفوظ، زحمات تيم هاى پشت تيم هم بالاى چشم اما اينها همه برگ و شاخه اند و ميوه. ريشه آنجا روى سكو بود. نشسته كه نه، ايستاده بودند كيپ هم، هزاران هزار هوادار كه گفتم فوتبال را به خاطر تراكتور دوست دارند. حماسه مال آنهاست، شورازآنهاست. آسمان آنهايند، وسيع و بى غل وغش! ريشه هاى اين سكوياى كهنسال، پير و پوسيده نيست. استوار است و محكم. فوندانسيون بى عيب و نقصى است كه برج بلند بالايى را بر فراز نگاه داشته با سينه اى فراخ.فقط ورزشگاه را نبين كه گنجايش بيش از ۷۰ هزار نفر را ندارد. تراكتور چندين ۷۰ هزار نفر سينه چاك دارد اينجا توى تبريز، توى ايران وبيا قسم بخورم توى هر جاى اين دنياى خاكى كه يك آذرى نفس مى كشد. بله تراكتور اين قدر وسيع است، شايد محدود به آذرى ها باشد اما آذرى ها محدود نيستند، گسترده اند، پخش اند توى دنيا و در درون هر كدامشان هم كروموزمى هست به نام «عشق به تراكتور» و اين است كه مى گويم؛ تراكتور نمى ميرد تا اين هواداران را دارد.
 
منبع : آذربایجان اسپورت


نويسنده : | تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» دانلود کتاب ارزشمند "قلعه حیوانات" اثر جورج اورول به زبان های فارسی و انگلیسی

دانلود کتاب ارزشمند"قلعه حیوانات" اثر جورج اورول

به زبان های فارسی و انگلیسی

اورول در این اثر ارزشمند خود، انقلاب اکتبر 1917 روسیه  را بصورتی طنز آمیز به نگارش درآورده است. گرچه این اثر طلوع و افول انقلاب روسیه را در قالب طنز بیان می کند،  لیکن با مطالعه آن خواننده با احساس نوعی قرابت و نزدیکی با نقش آفرینان این داستان، به این نتیجه می رسد که عاقبت و سرنوشت همه انقلاب ها تقریبا یکی است! برای دانلود و مطالعه این کتاب جالب و مفید اینجا را کلیک نمائید.  

منبع: وبسایت شخصی دکتر اعلمی



نويسنده : | تاريخ : شنبه بیست و یکم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» دردنامه زهرا باکری، خواهر شهیدان باکری...

 

دردنامه زهرا باکری خواهر شهیدان باکری

خلاصه... بعد از اعدام برادر بزرگم علی باکری، خانواده برای او مجلس ختم گرفت. مراسم هفتم و چهلم را هم دائی هایمان در تهران گرفتند . چند ماه بعد از اعدام برادرم من در آموزش و پرورش استخدام رسمی شدم، خواهر کوچک ترم در راس مدیریت آموزشگاه عالی آموزش و پرورش استخدام شد ، برادرم مهدی در کنکور دانشگاه پذیرفته شد و نظام شاهنشاهی هیچ گونه مزاحمتی برای ما ایجاد نکرد. آیا واقعا امروز نیز اوضاع خانواده های قربانیان همین طور است؟!! ...

 

بسم الله الرحمن الرحیم‌

اینجانب خواهر سه شهید هستم. در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند .30 سال از عمرم را در حکومت ستمشاهی و 30 سال باقی را در جمهوری اسلامی سپری کردم.

در زمان رژیم شاهنشاهی که برادر بزرگم اعدام شد و برادر دیگرم در زندانهای قصر، اوین، عادل آباد شیراز، قزل قلعه و زندان ارومیه  زندانی بود ، ما و مردمی چون ما این حق را داشتیم که با حقوق دانان بین المللی و نمایندگان سازمان عفو بین الملل و نمایندگان سازمانهای حمایت از زندانیان دیدار و در مورد زندانیانمان گفتگو کنیم ، ولی در حکومتی که به اسم حضرت علی(ع) و امام زمان  مزین است، پدران و مادران و همسران زندانیان، حق ندارند از احوال آنان با خبر باشند و هیچ گونه اطلاعی، حتی در مورد محل بازداشت عزیزانشان به آنان داده نمی شود و خانواده ها حق بازگو کردن وضعیت بد زندانیانشان در زندانها را با هیچ مقام و مسوولی ندارند؟؟!!! آقایانی که در مصدر امور تکیه زده اید کمی انصاف داشته باشید و وضعیت زندانهای ستمشاهی ، که ظاهرا عده ای از شما آنها را دیده اید ، را با وضع زندانهای مملکت اسلامی امروز مقایسه کنید.

بعد از اعدام برادر بزرگم علی باکری، خانواده برای او مجلس ختم گرفت. مراسم هفتم و چهلم را هم  دائی هایمان در تهران گرفتند . چند ماه بعد از اعدام برادرم من در آموزش و پرورش استخدام رسمی شدم، خواهر کوچک ترم در راس مدیریت آموزشگاه عالی آموزش و پرورش استخدام شد ، برادرم مهدی در کنکور دانشگاه پذیرفته شد و نظام شاهنشاهی هیچ گونه مزاحمتی برای ما ایجاد نکرد. آیا واقعا امروز نیز اوضاع خانواده های قربانیان همین طور است؟!!

 برادر من با بانگ الله اکبر به پای چوبه ی دار رفت، اما رژیم  شاه برای اثبات حقانیتش از او استفاده نکرد. شما را به خاطر خدایی که نامش را به زبان دارید اما به گفته هایش عمل نمی کنید ، کمی به خود آئید و فکر کنید رفتار شما با کدامیک از قوانین بشری مطابقت دارد؟!!

برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شبهایی که شب نامه و اعلامیه به خانه می آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه های اطراف پخش کنیم به من می گفت : خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده های خدا نخواهی بود، دیگر همسایه بی خبر از همسایه اش نخواهد خوابید و هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه چیز و همه کس خود گذشتند  و امروز عده ای که از گذشتگان عبرت نمی گیرند یا قدرت به آنها اجازه نمی دهد که به خود آیند، با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هم وطنشان چه می کنند؟ مردمی که تا دیروز که قرار بود برای نمایش قدرت پای صندوقها بیایند انسانهایی باشعور بودند، ولی امروز که خواستار حقشان هستند ، خس و خاشاک و مزدور بیگانه شده اند. شرک را به حدی رسانده اند که یکی از آیات عظام می فرماید: اطاعت از رئیس جمهور اطاعت از خداست !!!!شما چطور نام خود را مسلمان گذاشته اید؟!!شما با بت پرستان قبل از اسلام چه تفاوتی دارید؟!

برادران من، مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند . وقتی حمید به خانه می رسید، احسان از شانه های پدرش پایین نمی آمد. هرگاه مهدی از جبهه بازمی گشت، ساعتها با خواهر زاده های خود بازی می کرد.  اما با وجود این علاقه، آنها عشقی والاتر به خدا و میهن و اسلام واقعی داشتند که تمای عشق ها را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد آنها از تمامی لذات دنیا دست بکشند....

 و امروز شما بر روی خون آنها نشسته اید و مزدوران باطوم به دستتان، به جرم طرفداری از کسی که در روزها و سالهای بحرانی کشور در پشت جبهه پدرانشان را حمایت کرده و صلاحیتش توسط شورای نگهبان تایید شده است، بر سر فرزندان آنان می کوبند!!

مهدی و حمید و مهدی ها و حمید هایی که رفته اند هم سپاهی بودند. آنها بسیجی بودند.  امروز عده‌ای بسیچی نما شیشه های در منزل خواهرم را شکستند، اما خوشبختانه موفق نشدند به داخل خانه بروند و مانند قوم مغول بزنند و بکشند و ببرند تا شاید این گونه عقده‌ها و نفرت درونی خود را فرو بنشانند .

اما در مورد همسران برادرانم جملات نا مربوطی شنیده ام. شما اگر ذره ای شرم از مقام و خون شهید داشتید، امروز این بی حرمتی ها را به همسران شهدا نمی کردید . کسانی که تا قبل از این بی عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده اند چطور یک شبه مستحق این همه توهین شده اند؟! آنها شبها در خفا برای همسران خود گریسته اند تا کسی اشکهای آنان رانبیند، تا مثل حضرت زینب محکم و استوار باشند. آنوقت شما مقدس مآبان و تازه به دوران رسیده ها که باکری ها را نمی شناسید، می گویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟! شما که هستید که چنین حقی به خود می دهید؟!

من به عنوان بزرگ خانواده  باکری به همسران برادرانم افتخار می کنم . همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را می داند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواجشان عکس مهدی را به دیوار خانه شان آویخته اند و با فرزندشان در مورد عمو مهدی حرف می زنند و فرزندشان از زمان تولد، مهدی را به عنوان عمو و انسانی والا شناخته است . آنوقت شما می گویید چرا اسم باکری را دارند؟!

اما در موردهمسر حمید!  شما مصداق واقعی ضرب المثل کافر همه را به کیش خود پندارد هستید. آیا واقعا فکر می کنید می توانید هر کس را به هرکس که خواستید نسبت دهید؟!شرم از روز قیامت ندارید؟!البته شما در حدی نیستید که اجازه دیدار با شهدا را بیابید ، اما وای به حالتان که جوابی برای آنها نخواهید داشت!

بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید، من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آنها گفتم که ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آنها کرد و خدا می داند که چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آنها هم ابایی ندارید . همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادر من داشته اند، نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند. خوشحالم که خانواده ما بدهی به شما ندارد. نه از حکومت کمکی دریافت کرده ایم و نه به موقعیتی چشم داشته ایم. نه سهم خواهی کرده ایم و نه سهمی خواهیم خواست. ( الحمد لله ) من وظیفه خود می دانستم که این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آنها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بسته اند، نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده  خدا باشند....

زهرا باکری- خواهر شهیدان علی، مهدی و حمید باکری



نويسنده : | تاريخ : پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» پاره ای از مختصات نظام موعود در وعده های بنیانگذار جمهوری اسلامی، قبل از تشکیل و استقرار نظام موجود.

مقاله جدید دکتر اکبر اعلمی:

پاره ای از مختصات نظام موعود

در وعده های بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی قبل از تشکیل و استقرار نظام موجود

خلاصه مطلب ... در واقع میان دعوت رهبران به شورش و وعده آنان مبنی بر جایگزین کردن نظام مطلوب به جای نظام حاکم و مردمی که تحقق خواسته ها و جامعه مطلوب خود را در عملیاتی شدن قول و وعده های رهبران یک جنبش اجتماعی مشاهده کرده و به همین سبب با پذیرفتن رهبریت یک جنبش، در آن جنبش مشارکت می کنند، نوعی معامله صورت می پذیرد و بصورت نانوشته میان آنان نوعی عقد و قرارداد جاری می شود. به عبارت دیگر توافق دو اراده یعنی دعوت مردم به انقلاب از سوی رهبران انقلابی و وعده و پیشنهاد آنان برای استقرار یک جامعه مطلوب، در حکم ایجاب و تمکین مردم از دعوت رهبران و مشارکت در انقلاب به منزله قبول است. ...

 

در هر انقلابی وعده های رهبران به مردم و تشویق و ترغیب آنان به شورش علیه نظام حاکم، یکی از مهمترین عوامل ایجاد انگیزش، شکل گیری و پیروزی آن انقلاب محسوب می شود.

در واقع میان دعوت رهبران به شورش و وعده آنان مبنی بر جایگزین کردن نظام مطلوب به جای نظام حاکم و مردمی که تحقق خواسته ها و جامعه مطلوب خود را در عملیاتی شدن قول و وعده های رهبران یک جنبش اجتماعی مشاهده کرده و به همین سبب با پذیرفتن رهبریت یک جنبش، در آن جنبش مشارکت می کنند، نوعی معامله صورت می پذیرد و بصورت نانوشته میان آنان نوعی عقد و قرارداد جاری می شود.

به عبارت دیگر توافق دو اراده یعنی دعوت مردم به انقلاب از سوی رهبران انقلابی و وعده و پیشنهاد آنان برای استقرار یک جامعه مطلوب، در حکم ایجاب و تمکین مردم از دعوت رهبران و مشارکت در انقلاب به منزله قبول است.

از اینرو با پیروزی انقلاب و به قدرت رسیدن رهبران مذکور توسط مردم، عملی شدن وعده های مذکور جزء حقوق مردم و تعهدات رهبران محسوب می شود.

به این اعتبار نظر باینکه انقلاب اسلامی ایران نیز با مشارکت مردم و اتکاء آنان به وعده های آیت الله خمینی و دل بستن و امیدواری به عملیاتی شدن جامعه مطلوبی که ایشان در نوشته ها، مصاحبه ها، بیانیه ها و سخنرانی های خود مختصات آنرا بیان کرده بودند آغاز و به ثمر رسید، لذا پایبندی به وعده های مذکور(حداقل بخش های متعارف و قابل اجرای آن) جزء تعهدات حکومت در قبال مردم به شمار می رود.

برای پی بردن به مختصات نظام موعود آیت الله خمینی، به بخشی از سخنان و وعده های ایشان قبل از انقلاب که معرف مختصات وویژگی های نظام جایگزین بوده است، اشاره می شود:

الف-شکل حکومت و ویژگی های آن:

-"حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همه مظاهر تمدن موافق."1

-"شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است. جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل همه جمهوری‌ها."2

-"حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است."3

-"طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت."4

-"رژيم ايران به يک نظام دمکراسی‌ای تبديل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد."5

-"اما شكل حكومت ما جمهوري است، جمهوري به معناي اينكه متكي به آراي اكثريت است."6

-" ولایت با جمهور مردم است ...در اين جمهوري يك مجلس ملي مركب از منتخبين واقعي مردم امور مملكت را اداره خواهند كرد."8

-"ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیش برگردیم. همه‌ی مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم."9

-"حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر"10

-"حكومت اسلامي، حكومت ملى است.حكومت مستند به قانون الهى و به آراء ملت است. اين طور نيست كه با قلدرى آمده باشد كه بخواهد حفظ كند خودش را، با آراء ملت مى آيد و ملت او را حفظ مى كند و هر روز هم كه برخلاف آراء ملت عمل بكند قهراً ساقط است."11

-"ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید.معنویات ما را بردند اینها دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم.دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم...ما هم دنیا را آباد می کنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشد همین معناست که خواهد شد. این دارایی ها از غنائم ملت است و مال ملت است و مستضعفین. من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد."11/1

-".. در دادگستری کاخ درست شده است.لکن دادگستری نیست. دادخواهی نیست. فقط کاخ است. بانکها به تدریج باید بشد و ربا به کلی قطع بشد.من باید به مصادر امور بگم که اخلال کنند.... ما مبارزه با فساد را با دایره امربه معروف و نهی از منکر که یک وزارت خانه مستقل ، بدون پیوستگی به دولت .با یک همچنین وزارت خانه ای که تاسیس خواهدشد ان شاءالله، مبارزه با فساد میکنیم.فحشا را قطع میکنیم."11/2

ب-نقش و جایگاه مردم درحکومت:

-"هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است." 12

-"حكومت اسلامي، حكومت ملى است... با آراء ملت مى آيد و ملت او را حفظ مى كند و هر روز هم كه برخلاف آراء ملت عمل بكند قهراً ساقط است."13

-"طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت."14

-"عزل مقامات جمهوري اسلامي به دست مردم است." 15

-"بايد اختيارات دست مردم باشد، اين يك مسئله عقلي است. هر عاقلي اين مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسي بايد دست خودش باشد."16

-"بايد اختيارات دست مردم باشد.هر آدم عاقلی اين‌ را قبول دارد که مقدرات هر کس بايد در دست خودش باشد."17

-"در اولين زمان ممكن و لازم برنامه‌هاي خود را اعلام خواهيم نمود، ولي اين بدان معني نيست كه من زمام امور كشور را به دست بگيرم و هر روز نظير دوران ديكتاتوري شاه، اصلي بسازم و علي‌رغم خواست ملت به آنها تحميل كنم. به عهدة دولت و نمايندگان ملت است كه در اين امور تصميم بگيرند."18

"قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هرآدمی باید به دست خودش باشد."19/1

-" سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است.... چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند...چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ ...این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است. ... یا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر "19/2

ج-جایگاه روحانیت و رهبری:

-"هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است."19

-"در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می شود."20

-"ما به خواست خداي تعالي در اولين زمان ممكن و لازم برنامه‌هاي خود را اعلام خواهيم نمود، ولي اين بدان معني نيست كه من زمام امور كشور را به دست بگيرم و هر روز نظير دوران ديكتاتوري شاه، اصلي بسازم و علي‌رغم خواست ملت به آنها تحميل كنم. به عهدة دولت و نمايندگان ملت است كه در اين امور تصميم بگيرند، ولي من هميشه به وظيفة ارشاد و هدايتم عمل مي‌كنم."21

-"من در آینده [پس از پیروزی انقلاب] همین نقشی که الان دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می کنم... لکن من در خود دولت نقشی ندارم"22

-"اختیارات شاه را نخواهم داشت."23

-"من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت."24

-"علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجريان امور مي‌باشند.اين حكومت در همه‌مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزيابی و انتقاد عمومی خواهد بود." 25

-"من نمي‌خواهم رياست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت."26

-"مردم هستند که بايد افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند وليکن من شخصاً نمی‌توانم در اين تشکيلات مسئوليت خاصی را بپذيرم و در عين حال هميشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظيفه ارشادی خود را انجام می دهم."27

-"من چنين چيزي نگفته‌ام كه روحانيون متكفل حكومت خواهند شد. روحانيون شغلشان چيز ديگري است."28

"من و ساير روحانيون در حكومت پستي را اشغال نمي‌كنيم، وظيفه روحانيون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آينده نقش هدايت را دارم."29

د-محدود بودن دوره مسئولیت ها:

-"عزل مقامات جمهوري اسلامي به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتي مقامات مادام‌العمر نيست، طول مسئوليت هر يك از مقامات محدود و موقت است. يعني مقامات ادواري است، هر چند سال عوض مي‌شود. اگر هم هر مقامي يكي از شرايطش را از دست داد، ساقط مي‌شود."30

ه-جایگاه آزادی و دموکراسی:

-"ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند."31

-"آزادی را خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده است. خداوند به شما این عنایت را فرموده است که آنهایی که جلوی آزادی شما را گرفته بودند، آنها را از این مملکت اخراج کرد" 32

-"هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است."33

-"ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند."34

-"جامعه آينده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت."35

-"در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند."36

-"ما وقتی از اسلام صحبت مي‌كنيم به معنی پشت كردن به ترقی و پيشرفت نيست. ما قبل از هر چيز فكر مي‌كنيم كه فشار و اختناق وسيله‌ی پيشرفت نيست."37

-"بشر در اظهار نظر خودش آزاد است".38

-"اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است."39

-"مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند".40

-"در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند."41

-"یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است... بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است."42

-"برنامه ما تحصیل استقلال و آزادی است."43

-"حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است"44

-"اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است."45

-"نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که حافظ استقلال و دموکراسی است."46

-"دولت اسلامی يک دولت دمکراتيک به معنای واقعی است. و اما من هيچ فعاليت در داخل دولت ندارم و به همين نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکيل شود، نقش هدايت را دارم."47

و-نفی استبداد، دیکتاتوری و اختناق:

-"یکی از انگیزه هایی که دیکتاتوری پیش می آورد این است که دیکتاتورها می بینند ملت همراهشان نیست (نتیجتا") اعمال دیکتاتوری می کنند... آن روزی که شما احساس کردید می خواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دیکتاتور دارید می شوید". 48  

-"دولت های استبدادی را که وجود دارند نمی توان حکومت اسلامی خواند ... رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی شود".49 

-"ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند."50

-"حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور می‌گذارد."51

-"دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند...رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود."52

-"ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند."53

-"حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر"54

-"جامعه آينده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت."55

-"خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند."55/1

ز-جایگاه حقوق بشر:

-"اسلام همه‌ی حقوق و امور بشر را تضمين كرده است." 56

-"حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ی آن است. هيچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ی اسلام ملاحظه‌ی حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اول حكومت اسلامی با آخرين فرد مساوي است در امور ."57

-"اسلام، هم حقوق بشر را محترم مى‏شمارد و هم عمل مى‏كند.حقى را از هيچ كس نمى‏گيرد. حق آزادى را از هيچ كس نمى‏گيرد.اجازه نمى‏دهد كه كسانى بر او سلطه پيدا كنند كه حق آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند."58

ح-جایگاه اقلیت ها:

-"تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند."59

-"اقلیت‌های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود."60

-"تمام اقلیت‌های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند."61

-"از یهودیانی که به اسرائیل رفته اند دعوت می‌کنیم به وطن خود بازگردند. با آنها کمال خوشرفتاری خواهد شد."62

-"اسلام جواب همه عقاید را بعهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد."63

-"در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند."64

منابع:

1-مصاحبه با تلویزیون ایتالیا،23 دی 57، صحیفه نور،ج2،ص107

2-پاریس در مصاحبه با لوموند،22 آبان 57، صحیفه نور،ج2،ص351

3- پاریس در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلیس، 16 آذر 57، صحیفه نور،ج5،ص132

4- پاريس در مصاحبه با مجله‌ی اُسترن در 26 دیماه 57؛ صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 483

5-پاریس در مصاحبه با تلويزيون آلمانی زبان سوئيس، 14 آبان 1357

6-صحیفه نور،ج2، ص517

8-در نوفل لوشاتو در مصاحبه با هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان- صحیفه نور،ج 2، ص160

9-پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، 19 مهر 57 ، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص122

10- پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، 8 آبان 57

11-صحيفه نور، ج4،ص58

11/1- سخنرانی بهشت زهرا 12 بهمن 1357-(مرکز اسنادانقلاب اسلامی این قسمت از سخنرانی آیت الله خمینی را سانسور کرده است!)

11/2-سخنرانی بهشت زهرا 12 بهمن 1357-مرکز اسنادانقلاب اسلامی

12-صحیفه نور، جلد 4، ص 190

13-صحيفه نور، ج4،ص58

14-پاریس در مصاحبه با مجله‌ی اُسترن، 26 دی 57، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 483

15-صحیفه نور، ج 2، ص357.

16-سخنرانی 22/8/57 -صحیفه نور، ج3،ص 75

17- مصاحبه 12 آبانماه 1357، پاريس

18- سخنرانی 18 دی 57 ،صحیفه نور جلد 3، ص77

19-صحیفه نور، جلد 4، ص 190

19/1-پاریس، مصاحبه با خبرنگاران،1 بهمن 57

19/2- سخنرانی بهشت زهرا 12 بهمن 1357-مرکز اسناد انقلاب اسلامی

20-"مصاحبه با خبرنگاران، 17 آبان 57 ،پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58، ص123

21-صحیفه نور جلد 3، ص77. سخنرانی 18 دی 57

22- صحيفه نور،جلد 4 ‌، ص 206

23-پاریس در گفتگو با خبرنگاران،24/10/57، صحیفه نور،ج3،ص115

24-پاریس در گفتگو با خبرنگاران، 12 آبان 57

25-پاریس در مصاحبه با رويترز، 14 آبان 57، صحيفه‌ی نور، جلد 4، صفحه‌ی 160

26-پاریس در مصاحبه با مجله‌ی اُسترن، 26 دی 57، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 483

27-مصاحبه با لوژورنال منطقه آلپ فرانسه، 7 آذر 1357

28-سخنرانی 26 دی 57، صحیفه نور ، ج3 ،ص140

29-سخنرانی 18 دی 57، صحیفه نور ، ج3،ص 75

30-صحیفه نور، ج 2، ص357

31-پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷

32-صحیفه نور جلد 7 صفحه 92

33-آیت الله خمینی، صحیفه نور، جلد 4، ص 190

34-مصاحبه با خبرنگاران، 1 بهمن 57، پاریس

35-مصاحبه با اشپيگل، 7 نوامبر 1977

36-پاریس در مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، 19 آبان 57

37-پاریس در مصاحبه با خبرنگار فيگارو، 22 مهر 57

38-پاریس در گفتگو با خبرنگاران،11 آبان 57

39-سخنرانی 5 آبان 57، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص168

40-پاریس در مصاحبه با پائزه‌سرا ایتالیایی،11 آبان 57، صحیفه نور ،ج4ص266

41-مصاحبه با روزنامه هلندی دی ولکرانت، 7 نوامبر 1978،صحیفه نور، ج4ص364

42-پاریس در مصاحبه با خبرنگار روزنامه لاکروا، 10 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص242

43-پاریس در مصاحبه با خبرنگار رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ، 11 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص263

44-مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلیس، 16 آذر 57، صحیفه نور،ج5،ص132

45-مصاحبه با خبرنگار تلویزیون آلمان،16 دی 57، صحیفه نور، ج5،ص 353

46-صحیفه نور،ج3،ص16

47-مصاحبه با راديو و تلويزيون اطريش، 10 آبان 1357، "امام و ..."، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص120

48-صحیفه نور جلد 18 ص 83

49-صحیفه نور جلد 4 ص 145

50-، پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، 1 بهمن 57

51- پاریس در مصاحبه با رویترز، ۴ آبان ۱۳۵۷

52- پاریس درمصاحبه با خبرنگار خبرگزاری فرانسه،13 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص147

53-پاریس درمصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷

54- پاریس درمصاحبه با خبرنگاران، 8 آبان 57

55-مصاحبه با اشپيگل، 7 نوامبر 1977

55/1- سخنرانی بهشت زهرا 12 بهمن 1357-مرکز اسناد انقلاب اسلامی

56-مصاحبه با راسلگر، آبان 57، پاريس، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 70

57-پاریس در مصاحبه با راسلگر، آبان 57، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 70

58-مصاحبه با مجله اكسپرس،20/10/ 57؛ صحيفه نور، ج 4، ص 199

59-مصاحبه با خبرنگاران، 17 آبان 57، پاریس

60-پاریس در مصاحبه با اشپیگل،16 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص359

61-مصاحبه با القومی العربی،20 آبان 57،11 نوامبر 78، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص214

62-پاریس، سخنرانی 1 دی 57

63-مصاحبه با روزنامه آلمانی دنيای سوم، 15 نوامبر 78

64-پاریس در مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، 19 آبان 57



نويسنده : | تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» گزارش تصویری از بازی تراکتورسازی تبریز با راه آهن تهران...
گزارش تصویری از بازی تراکتور سازی تبریز با راه آهن تهران

تراکتورسازی تبریز پرهوادارترین تیم ایران

 

با حضور 65 هزار نفری هواداران تبریزی در استادیوم یادگار تبریز ، پرتماشاگر ترین بازی هفته چهارم لیگ برتر رقم خورد.

این در حالی است که تیم پیروزی تهران که عنوان پر طرفدار ترین تیم ایران و حتی آسیا را به یدک می کشد پس از چند هفته محرومیت از تماشاگرانش ، تنها توتنسته بود حدود ۵۰ هزار نفر را به ورزشگاه آزادی بکشاند.

نکته قابل توجهی که در بازی تراکتور می تواند حائز اهمیت باشد ، این است که استادیوم یادگار تبریز از مرکز شهر بیش از ۱۵ الی ۲۰ کیلومتر فاصله دارد و ۶۵ هزار هوادار تبریزی در حالی در استادیوم یادگار حاضر شدند که این بازی در مکانی خارج از شهر برگزار می شد.

نکته دوم راه دسترسی به استادیوم یادگار است که بسیار نامناسب و خاکی است و بیش از ۵/۱ کیلومتر از اتوبان فاصله دارد که تماشاگران مجبور بودند این مسیر را باپای پیاده طی کنند، این همه در حالی است که ورزشگاه آزادی تهران در داخل شهر تهران قرار داشته و از تمام امکانات رفاهی برخوردار است، اما هنوز ورزشگاه یادگار تبریز بطور کامل تکمیل نشده و نواقص زیادی دارد.

 

 

 

 

 



نويسنده : | تاريخ : یکشنبه هشتم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» احتمال انحلال تیم محبوب پتروشیمی تبریز و سکوت مسئولان...؟

 

احتمال انحلال تیم محبوب پتروشیمی تبریز؟

بی تفاوتی و سکوت مسئولان مربوطه؛ چرا؟! 

تیم محبوب پتروشیمی این روز ها با بحران بودجه دست و پنجه نرم می کند ، تیمی که از لیگ استانی پله پله صعود کرده و در فصل قبل تا یک قدمی لیگ برتر نیز پیش آمد. تیم پتروشیمی تبریز وابسته به وزارت نفت است و بودجه این تیم از آنجا تهیه می شود؛ همچنین تیم های شاهین بوشهر و نقت تهران و نفت آبادان نیز وابسته به وزارت نفت هستند ؛ اما از بین این چهار تیم وابسته به وزارت نفت تنها این تیم پتروشیمی تبریز است که هنوز بودجه آن تخصیص داده نشده و این تیم پر هوادار را با بحران انحلال روبرو ساخته است. جالب اینجاست که تیم بی هویتی مانند نفت تهران که خیلی از تهرانی ها حتی اسمش را هم نشنیده اند، وزارت نفت از چندین ماه پیش بودجه سه میلیارد تومانی داده است و این تیم بازیکن ۱۵۰ میلیونی به خدمت گرفته و می خواهد به لیگ برتر صعود کند! که چه بشود؟ تیمی که هیچ هواداری ندارد به چه دردی می خورد؟ آیا تیمی مانند پتروشیمی تبریز که در لیگ دسته دو ۲۰ هزار تماشاچی را به ورزشگاه می کشاند ، شایسته این همه ظلم است؟ به جرات می توان گفت که خیلی از تیم های لیگ برتری هواداری به اندازه تیم دسته اولی پتروشیمی ندارند.

چرا با ورزش آذربایجان باید اینگونه برخورد شود؟ آیا می خواهند تیم پتروشیمی را نیز به سرنوشت محبوبترین تیم آذربایجان( ماشین سازی) دچار کنند؟ ماشین سازی هم در فصل گذشته لیگ یک به دلیل بی توجهی مدیران استان و خیانت مدیران کارخانه ماشین سازی به لیگ دسته دو سقوط کرد.

از مسئولان مربوطه به خصوص استاندار آذربایجان شرقی ، نمایندگان مجلس ، مدیر عامل شرکت پتروشیمی تبریز و هیات فوتبال تبریز انتظار می رود هرچه سریعتر نسبت به حل مشکلات تیم پتروشیمی اقدام عاجل و موثر به عمل آورند.

همچنین باید هرچه سریعتر نسبت به رفع مشکلات محبوب ترین تیم آذربایجان (ماشین سازی تبریز) اقدامات لازم صورت گیرد.



نويسنده : | تاريخ : پنجشنبه پنجم شهریور 1388 |  نوع مطلب : |
» عناوين آخرين مطالب