تبليغاتX
فریاد عدالت




                  » فریاد عدالت


                             » آنان که به هر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش تاریخ اند!
درباره وبلاگ
این سایت به هیچ حزب یا گروه سیاسی و... وابسته نمی باشد. فریاد عدالت تنها فریاد کسانی است که ظلم را نمی پذیرند و در مقابل آن قد علم کرده و به مبارزه با آن بر می خیزند.
از شما دوستان گرامی نیز دعوت می کنیم که به ما پیوسته و در این راه یاری مان کنید.
لطفا پس از بازدید از قسمت های مختلف سایت، ما را از نظرات ارزشمندتان محروم نفرمائید.
پیروزی از آن متقین است...
*تذکر: فریاد عدالت هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتوای سایت ها و وبلاگهای لینک شده ندارد%
لينك دوستان
آرشيو مطالب
پيوند هاي روزانه
» با صدور بيانيه‌اي مجمع جهاني اهل بيت خواستار توقف فوري كشتار شيعيان يمن شد
با صدور بيانيه‌اي
مجمع جهاني اهل بيت خواستار توقف فوري كشتار شيعيان يمن شد

 مجمع جهاني اهل بيت (ع) با صدرو بيانيه‌اي، كشتار شيعيان صعده يمن را محكوم كرد و خواستار توقف هر چه سريعتر اين جنايات شد.


به گزارش خبرگزاري فارس، متن بيانيه مجمع جهاني اهل بيت (ع) در محكوم كردن كشتار مسلمانان صعده بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
بيانيه مجمع جهاني اهل بيت (ع) درباره كشتار مسلمانان صعده
«ولاتحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون»
سوره ابراهيم آيه 42
با كمال تأسف و تألم مدتي است كه مسلمانان صعده، يمن، مرد و زن و كوچك و بزرگ با نقشه‌هاي توطئه‌گران به خاك و خون كشيده مي‌شوند و جامعه بشري، دولتها و مجامع بين‌المللي و بسياري از دولتهاي اسلامي تماشاگران اين صحنه‌هاي دلخراش هستند و سكوت اختيار كرده‌اند. در سايه انفعال و بي‌تفاوتي جامعه جهاني، نظاميان يمن به بهانه‌هاي گوناگون فرياد اين مظلومان را در سينه‌ها محبوس ساخته و فرزندان آنها را به خاك و خون كشيده است تا جاييكه امروز شاهد گسترش كشتار و حملات ددمنشانه و تجاوز و اشغال هستيم. ولي اين‌بار، تجاوز و مسلمان‌كشي از سوي صهيونيستها صورت نگرفته بلكه از سوي يك دولت مسلمان همسايه انجام گرفته است. دوستان غافل دشمنان اسلام، در سرزمينهاي اسلامي فريب فتنه‌گري آمريكا و صهيونيستها را خورده و اقدام به تجاوز به حريم يك ملت مسلمان كرده و انسانهاي مظلوم را به خاك و خون مي‌كشند.
كشتار مسلمانان بي‌پناه يمن با طراحي و حمايت آمريكا و رژيم اشغالگر قدس صورت مي‌پذيرد و متأسفانه اين‌بار به دست يك دولت مسلمان و با بمب‌هاي ويران‌ساز و سلاح‌هاي آمريكايي انجام مي‌‌گيرد.
متأسفانه اين وقايع شوم و فتنه‌انگيز در ماه حرام و ايامي كه مسلمانان سرگرم انجام مناسك حج هستند رخ مي‌دهد و عاملان آن خشنودي خدا و رسولش را با رضايت آمريكاي جنايتكار معاوضه مي‌كنند. و چه خسران بزرگ و بسا ناداني كه اهداف آمريكا و اسرائيل را محقق سازند و بندگان خدا را بي‌رحمانه كشته و خانه‌هايشان را ويران كنند.
در حالي كه ملت‌هاي مسلمان و انسانهاي آزاده و بيدار و علماي بزرگوار خداترس جهان اسلام ضمن محكوم كردن اين جنايات هولناك خواستار توقف فوري كشتار مسلمانان صعده يمن شده‌اند، بي‌توجهي به افكار عمومي امت اسلامي و تداوم خشونت و حملات نظامي به مردم، عواقب سنگيني براي برخي دولتهاي مسلمان در پي خواهد داشت.
در اين شرايط تأسف‌بار و فاجعه‌آميز، وظيفه عموم مسلمانان و علما و نخبگان است كه با تمام توان و هرچه وسيع‌تر فرياد برآورند و جنايات متجاوزان را محكوم نمايند. بر مؤسسات و سازمانهاي بين‌‌المللي و اسلامي نيز واجب است كه در برابر حملات وحشيانه و تجاوز خارجي نسبت به ملت يمن، سكوت ننمايند و با استفاده از راههاي قانوني، با ادامه تجاوز به جان و مال و ناموس و خاك ملت يمن اعلام مخالفت جدي نمايند. و با حمايت از مسلمانان ستمديده صعده در كنار آنها ايستاده و از آنها دفاع كنند. همچنين لازم است، هلال‌احمر كشورهاي اسلامي و صليب سرخ جهاني و ساير مؤسسات امدادي اسلامي و بين‌المللي نسبت به امدادرساني به مردم بي‌دفاع صعده كه هر روزه در معرض بيماران و كشتار هستند، تلاش مؤثر و جدي مبذول دارند. تمامي مسلمانان و آزادگان نيز مي‌بايست از سازمان كنفرانس اسلامي، اتحاديه عرب و شوراي امنيت سازمان ملل متحد نيز درخواست نمايند كه هرچه سريعتر موجب قطع حملات نظامي و برقراري آتش‌بس شوند و از تداوم و گسترش خسارات و جنايات جلوگيري كنند.
مجمع جهاني اهل بيت (ع) براساس مسئوليت انساني و ديني خود، ضمن محكوميت اين فجايع و تجاوزات ضد بشري خواستار توقف فوري كشتار بي‌رحمانه مسلمانان يمن و بيرون راندن نيروهاي متجاوز است و اميدواريم دولت يمن نيز با حكمت و تدبير مشكلات داخلي خود را حل كند و اجازه ندهد مردمش بيش از اين به خاك و خون كشيده شده و به بهانه‌‌هاي پوچ قرباني تجاوز خارجي شوند، و با مشورت و پشتيباني رهبران ديني و علماي صالح و شخصيتهاي مخلص و دولتهاي مسلمان و دوست مشكلات را به نحو مسالمت‌آميز حل نمايد و صلح و آرامش را به كشور خود برگرداند. به فرموده قرآن كريم متجاوزان و جنايتكاران بدانند كه عاقبت ظلم و جنايت جز تباهي و ذلت نيست و خداوند يكتا مظلومان را كمك نموده و نصرت خواهد داد.
وسيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
والسلام علي عبادالله الصالحين
مجمع جهاني اهل بيت (ع)



نويسنده : | تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 |  نوع مطلب : |
» "ولايت فقيه و قانون اساسى" در نگاه مصباح یزدی و چند پرسش ساده و ابتدائی ما از ایشان!

"ولايت فقيه و قانون اساسى" در نگاه مصباح یزدی و چند پرسش ساده و ابتدائی ما از ایشان!

... *مصباح یزدی:اگر ما قانون اساسى فعلى جمهورى اسلامى ايران را معتبر مى‌دانيم نه به لحاظ اين است كه قانون اساسى يك كشور است و درصد زيادى از مردم هم به آن رأى داده‌اند بلكه به اين دليل است كه اين قانون اساسى به امضا و تأييد ولىّ فقيه رسيده و ولىّ فقيه كسى است كه به اعتقاد ما منصوب از جانب امام زمان(عليه السلام) است و امام زمان(عليه السلام) نيز منصوب از جانب خداست و همان‌طور كه حضرت در مقبوله عمر بن حنظله فرمود رد كردن حكم ولىّ فقيه ردكردن حكم امام معصوم است و ردكردن حكم امام معصوم نيز رد كردن حكم خداست. *اعلمی:مهمترین دلیل نقلی آقای مصباح برای اثبات ولایت فقیه، ناظر به مقبوله عمربن حنظله است، حال اگر عمربن حنظله به هر دلیلی موفق به دیدار با امام جعفر صادق نمی شد، حکومت فقها با کدام دلیل نقلی به اثبات می رسید و اساسا برای چنین امر مهمی که مشروعیت همه چیز را معطوف به امضا و تائید ولی فقیه می داند، چرا همه چیز در گرو دیدار عمربن حنظله با امام جعفر صادق است و چرا قبل از بیان مشکل عمربن حنظله، حکم و رهنمود محکمی در این خصوص صادر نشده بود؟ از طرفی در شرایطی که امام خود قادر به عینیت بخشیدن حکومت خود نشده اند، چگونه.. ...

 

يكى از پرسش های مهمی كه در حوزه مباحث نظری و فلسفه حقوق و سياست مطرح شده و پاسخ به آن محل نزاع و مورد مناقشه صاحبنظران است، ناظر به مسأله "رابطه ولايت فقيه با قانون اساسى" می باشد كه در واقع منشاء آن ناشی از مطلقه پنداشت ولایت فقیه است.

پایگاه اطلاع رسانی آقای مصباح یزدی در این ارتباط با طرح پرسش هائی که از یک روح و حقیقت برخوردارند، به پاسخ آنها می پردازد که در زیر می آید:

* آيا ولايت فقيه در محدوده قانون اساسى عمل مى‌كند يا فراتر از آن هم مى‌رود؟

* آيا ولايت فقيه فوق قانون اساسى است؟

* آيا قانون اساسى حاكم بر ولايت فقيه است يا ولايت فقيه حاكم بر قانون اساسى است؟

* آيا ولى فقيه مى‌تواند از وظايف و اختياراتى كه در قانون اساسى براى او معين شده تخطّى نمايد؟

* آيا ولايت فقيه فوق قانون اساسى مدوّن است يا قانون اساسى فوق ولايت فقيه است؟

* آيا اختياراتى كه در قانون اساسى (عمدتاً در اصل 110) براى ولى فقيه بر شمرده شده احصايى است يا تمثيلى؟

...اولا بايد توجه داشت كه اگر در ذهن كسى اين معنا باشد كه بر ولايت فقيه هيچ قانون و ضابطه‌اى حاكم نيست و منظور از فوق قانون بودن اين باشد كه اصلاً قانون، خود ولىّ فقيه است و ولىّ فقيه هر كارى بخواهد مى‌كند و هيچ قانونى نمى‌تواند او را محدود كند و مطلقه بودن ولايت فقيه هم به همين معناست كه ولىّ فقيه ملزم به رعايت هيچ حدّ و حصرى نيست، در اين صورت بايد بگوييم اين تصور قطعاً و صددرصد باطل و غلط است. در بحث پيش هم اشاره كرديم كه ولىّ فقيه ملزم و مكلّف است كه در چارچوب ضوابط و احكام اسلامى عمل كند و اصلاً هدف از تشكيل حكومت ولايى، اجراى احكام اسلامى است و اگر ولىّ فقيه حتى يك مورد هم عمداً و از روى علم، بر خلاف احكام اسلام و مصالح جامعه اسلامى عمل كند و از آن تخطّى نمايد خودبخود از ولايت و رهبرى عزل مى‌شود و ما در اسلام چنين ولىّ فقيهى نداريم كه فوق هر قانونى بوده و قانون، اراده او باشد.

امّا اگر همان‌طور كه از توضيح ابتداى بحث روشن شد منظور قوانين موضوعه باشد كه قانون اساسى از جمله آنهاست، براى پاسخ به اين سؤال بايد نقطه آغازين بحث را ملاك مشروعيت قانون قرار دهيم و اين كه اصولا به چه دليل رعايت يك قانون و عمل به آن بر ما لازم است؟ و آيا هر قانونى به صرف اين كه «قانون» است ما ملزم به پذيرفتن و تن دادن به آن هستيم؟

از خلال مباحث مختلفى كه تاكنون در اين كتاب داشته ايم اجمالا روشن شده است كه به نظر ما اعتبار يك قانون از ناحيه خدا و دين مى‌آيد؛ يعنى اگر يك قانون به نحوى از انحا از خدا و دين سرچشمه بگيرد اعتبار پيدا مى‌كند و در غير اين صورت، آن قانون از نظر ما اعتبارى نداشته و الزامى به رعايت آن نخواهيم داشت.

 بنابراين اگر قانونى را همه مردم يك كشور و حتّى همه مردم دنيا هم به آن رأى بدهند ولى هيچ منشأ دينى و خدايى براى آن وجود نداشته باشد از نظر ما معتبر نيست و ما خود را ملزم و مكلف به رعايت آن نمى‌دانيم. اين قاعده، در مورد قوانين كشور خودمان نيز جارى است. يعنى هر قانونى اعمّ از قانون اساسى يا قوانين مصوّب مجلس شوراى اسلامى و ساير قوانين اگر به طريقى تأييد و امضاى دين و خدا را نداشته باشد از نظر ما هيچ اعتبارى نداشته و در نتيجه هيچ الزامى را براى ما ايجاد نخواهد كرد؛ همان‌گونه كه در مورد قانون اساسى و ساير قوانين زمان طاغوت نيز همين حكم وجود داشت و ما هيچ ارزش و اعتبارى براى آنها قائل نبوديم.

بنابراين، قانون به خودى خود هيچ اعتبارى ندارد حتّى اگر همه مردم به آن رأى داده باشند. البتّه همان افرادى كه رأى داده‌اند يك تعهّد اخلاقى به لزوم رعايت آن دارند ولى آنهايى كه رأى نداده‌اند هيچ تعهّدى در قبال آن ندارند و آنها هم كه رأى داده‌اند تنها تعهّد اخلاقى دارند وگرنه تعهّد شرعى و حقوقى حتّى در مورد آنان نيز در كار نيست.

... به هر حال با توجه به بحث‌ها و مطالب پيشين اين كتاب، اين مطلب روشن است كه اگر ما قانون اساسى فعلى جمهورى اسلامى ايران را معتبر مى‌دانيم نه به لحاظ اين است كه قانون اساسى يك كشور است و درصد زيادى از مردم هم به آن رأى داده‌اند بلكه به اين دليل است كه اين قانون اساسى به امضا و تأييد ولىّ فقيه رسيده و ولىّ فقيه كسى است كه به اعتقاد ما منصوب از جانب امام زمان(عليه السلام) است و امام زمان(عليه السلام) نيز منصوب از جانب خداست و همان‌طور كه حضرت در مقبوله عمر بن حنظله فرمود رد كردن حكم ولىّ فقيه ردكردن حكم امام معصوم است و ردكردن حكم امام معصوم نيز رد كردن حكم خداست. و اگر غير از اين باشد و امضا و تأييد ولىّ فقيه در كار نباشد قانون اساسى ارزش و اعتبار ذاتى براى ما ندارد. و اگر احياناً بر پاى بندى به آن به عنوان مظهر ميثاق ملّى تأكيد مى‌شود به جهت آن است كه ولىّ فقيه به قانون اساسى مشروعيت بخشيده و مشروعيت، از ولىّ فقيه به قانون اساسى سرايت كرده نه آن كه قانون اساسى به ولايت فقيه وجهه و اعتبار داده باشد. سابقاً هم اشاره كرديم كه ولىّ فقيه، مشروعيت و ولايت خود را نه از رأى مردم بلكه از جانب خداى متعال و امام زمان(عليه السلام) دريافت كرده است و ريشه مسأله هم در اين بود كه يگانه مالك حقيقى جهان و انسان، خداى متعال است و هر گونه دخل و تصرّفى بايد به نحوى، مستقيم، يا غير مستقيم با اذن و اجازه آن ذات متعال باشد.

پس آن چه را كه ولىّ فقيه اجازه تصرّف و اِعمال ولايت در مورد آنها را دارد به موجب اذنى است كه خداى متعال و امام زمان(عليه السلام) به او داده‌اند نه آن كه به واسطه اختيارى باشد كه قانون اساسى به او داده است چرا كه قانون اساسى خود نيز مشروعيت و اعتبارش را از ولىّ فقيه كسب مى‌كند.

اكنون از آن چه گفتيم روشن مى‌شود كه ولىّ فقيه، فوق قانون و حكم خدا نيست امّا فوق قانون اساسى، با توضيحى كه داديم، هست و اين فقيه است كه حاكم بر قانون اساسى است نه آن كه قانون اساسى حاكم بر ولايت فقيه باشد. و نيز روشن مى‌شود كه آن چه از وظايف و اختيارات در قانون اساسى براى ولىّ فقيه شمرده شده است تمثيلى، و نه احصايى، است. به اين معنا كه شمّه‌اى از اهمّ وظايف و اختيارات ولىّ فقيه را كه معمولاً مورد حاجت است بر شمرده است نه اين كه در مقام احصاى تمامى آنها باشد. و به يك تعبير هم مى‌شود گفت اين‌ها در واقع احصاى وظايف و اختيارات ولىّ فقيه «در شرايط معمولى و عادى است» كه حتى در همين موارد هم احياناً رهبر نيازى پيدا نمى‌كند كه از همه آنها استفاده كند. امّا اگر فرضاً شرايط بحرانى و اضطرارى در جامعه پيش بيايد ولىّ فقيه با استفاده از ولايت خود تصميم هايى را مى‌گيرد و كارهايى را انجام مى‌دهد گر چه در قانون اساسى هم صراحتاً به آن اشاره نشده باشد...

در عملكرد حضرت امام خمينى(رحمه الله) نيز شواهدى بر اين مطلب كه محدوده ولايت فقيه منحصر به آن چه در قانون اساسى آمده نيست، وجود دارد....

+++

چند سوال ساده و ابتدائی سایت از آقای مصباح یزدی:

1-چرا قبل از انقلاب و پیش از تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هیچ فقیهی قادر نبود تا بصورت رسمی بر شئونات کشور و مقدّرات مردم مسلط شود و اساسا امکان حکومت فقها و اشخاص مورد نظر آنان فراهم نبود؟ این امکان از چه طریقی و به چه صورت و از ناحیه چه کسانی و بر اساس کدام مبانی فراهم شد؟

2-تکلیف قوانینی که ناظر به "منطقه الفراغ دینی" است و شرع، نفیا و اثباتی در این قلمرو نظری ندارد، چه می شود؟ ایا به صرف تائید چنین قوانینی از سوی ولی فقیه، این قوانین هم مشروعیت می یابد؟

3-منظور آقای مصباح از بیان واژه "ما" در عبارات "هر قانونى اعمّ از قانون اساسى يا قوانين مصوّب مجلس شوراى اسلامى و ساير قوانين اگر به طريقى تأييد و امضاى دين و خدا را نداشته باشد از نظر ما هيچ اعتبارى نداشته و در نتيجه هيچ الزامى را براى ما ايجاد نخواهد كرد" و یا "اگر ما قانون اساسى فعلى جمهورى اسلامى ايران را معتبر مى‌دانيم ... به اين دليل است كه اين قانون اساسى به امضا و تأييد ولىّ فقيه رسیده"،معطوف به چه کسانی است؟ اگر منشاء الزامی شدن تبعیت از یک قانون، شرعی بودن آن و امضای ولی فقیه در پای آن است، افراد بی دین، غیر مسلمان، مسلمانان غیر شیعه، مسلمانانی که اساسا به ولایت فقیه و اختیارات او هیچ اعتقادی ندارند و همچنین اتباع خارجی ساکن در ایران و... چه الزامی به تبعیت از چنین قانونی در خفا و آشکار دارند؟

4-آیا افرادی که به شرع، قانون اساسی ج.ا.ایران و ولایت فقیه کوچکترین اعتقادی ندارند، مجازند با همان استدلال آقای مصباح یزدی(همان‌گونه كه در مورد قانون اساسى و ساير قوانين زمان طاغوت نيز همين حكم وجود داشت و ما هيچ ارزش و اعتبارى براى آنها قائل نبوديم.) از این قانون تمکین نکنند؟

5- قانون اساسی قبل از بازنگری هم به تائید ولی فقیه رسیده بود که در آن هیچ مطلبی در مورد مطلقه بودن فقیه وجود نداشت و انتخابی بودن ولی فقیه را مورد تاکید قرار می داد، آیا این قانون مغایر با شرع تنظیم شده بود؟

6-ادعاهای آقای مصباح یزدی را چگونه می توان با اصول 6 و 56 قانون اساسی و همچنین ذیل اصل 107 این قانون که تاکید می کند" رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است "، قابل جمع دانست؟

وانگهی اگر اختیارات مذکور در اصل 110 قانون اساسی تمثیلی است، چرا قانونگذار به این مساله مهم (تمثیلی بودن اختیارات)اشاره ای نکرده و چرا موارد مهمتری نظیر انحلال مجلس و انحلال خبرگان رهبری، را نیز جزء اختیارات رهبری برنشمرده است؟

7- بموجب اصل يكصد و يازدهم قانون اساسی،"هر گاه رهبر از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود، يا فاقد يكي از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي از شرايط بوده است ، از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل يكصد و هشتم مي باشد. "

اگر بپذیریم که اجرائی شدن و مشروعیت قانون اساسی، منوط به تائید و امضای ولی فقیه است، با کدام مبنا می توان ،ولی فقیه فاقد صلاحیت را از قدرت خلع کرد؟ با توجه به این واقعیت که خبرگان بنوعی منصوب چنین مقامی هستند و قانون اساسی هم مادامی قابلیت اجرائی دارد که ولی فقیه آنرا امضاء کرده باشد و اساسا بر پایه کدام مبنای پذیرفته شده می توان برای رهبری معزول جانشین تعیین کرد؟

8-مهمترین دلیل نقلی آقای مصباح برای اثبات ولایت مطلقه فقیه، ناظر به مقبوله عمربن حنظله است، حال اگر عمربن حنظله به هر دلیلی موفق به دیدار با امام جعفر صادق نمی شد، حکومت فقها با کدام دلیل نقلی به اثبات می رسید و اساسا در شرایطی که برای مسائل جزئی تر ، آیات و روایات فراوانی در اسلام وجود دارد برای چنین امر مهمی که مشروعیت همه چیز را معطوف به امضا و تائید ولی فقیه می داند، چرا همه چیز در گرو دیدار عمربن حنظله با امام جعفر صادق است و چرا قبل از بیان مشکل عمربن حنظله در نزد امام ، حکم و رهنمود محکمی در این خصوص صادر نشده بود؟

از طرفی در شرایطی که امام خود قادر به عینیت بخشیدن حکومت خویشتن نشده اند، چگونه است که در عصر حضور خود در مورد فقها چنین توصیه ای می نمایند و آنها را تا این حد مبسوط الید معرفی می نمایند؟

 ...

 



نويسنده : | تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 |  نوع مطلب : |
» رادیو دویچه وله: فتوای آیت‌الله منتظری درباره‌ی حق زبان اقوام

 

رادیو دویچه وله: فتوای آیت‌الله منتظری درباره‌ی حق زبان اقوام

آیت‌الله حسینعلی منتظری در پاسخ به یکی از مقلدان خود، حق زبان قومی را حقی "شرعی" دانسته است. به عقیده‌ی صاحب‌نظران، موضع آیت‌الله منتظری بحث‌های قومی و هویتی را مایه‌ورتر خواهد کرد و به آن ابعاد تازه‌ای خواهید بخشید .

"فتوای" آیت‌الله منتظری از منظر محققان دینی، ازجمله سید حیدر بیات، حکمی "تاریخی و مهم" محسوب می‌شود. از نظر بیات، این فتوا «مبحث جدیدی را در فقه تشیع» می‌گشاید. بنا به گفته‌ی نخبگان و فعالان حقوق شهروندی در امور اقوام، فتوای آیت‌الله منتظری درباره‌ی شرعی بودن حق زبان در رسانه‌های داخل و خارج از کشور با سکوت مواجه شده است.

پیرامون این حکم شرعی آیت الله منتظری شبکه‌ی فارسی دویچه وله گفت‌وگویی داشت با سید حیدر بیات، محقق مسائل دینی در قم و سعید نعیمی، عضو شورای رهبری سیاستگزاری "ادوار تحکیم وحدت" در کرج.

معنای شرعی بودن حق زبان چیست؟

به‌نظرسید حیدر بیات، محقق مسائل دینی، آیت‌الله منتظری رسما پیرامون حق زبان در ایران موضعگیری کرد و در فتوایی آن را حق شرعی اعلام کرده است. وی درباره‌ی اهمیت این فتوا چنین توضیح می‌دهد: «آقای منتظری در این فتوا برای نخستین بار در تاریخ فقه شیعی یک مبحث جدیدی را باز کردند و زبان را جزو حق شرعی دانستند که این از چند منظر می‌تواند قابل بررسی باشد: یکی از جهت قراردادی است که در فقه شیعی و اهل سنت وجود دارد که انسانها قرارداد می‌بندند و این قرارداد معتبر است. یکی هم از جنبه اجتماعی قابل طرح است که آیا این مسئله شرعی است یا نه؟ این مسئله‌ای است که فقها و مراجع تقلید بایستی آن را بررسی کنند و امیدواریم که به‌صورت جدی به آن نگاه کنند».

شرعی بودن زبان مبحث جدید

سید حیدربیات درادامه‌ی صحبت‌هایش درباره‌ی مسکوت ماندن مسئله شرعی بودن زبان نیز چنین شرح می‌دهد: «در میان نخبگان جامعه‌ی شیعه، یعنی آذربایجانی‌های ترک زبان، فارسی زبانها، همچنین اردو زبانها و بخش‌هایی از دری زبانهای افغانستان که در نجف و یا در قم تحصیل و در کنارهم زندگی کردند، درباره‌ی مباحث بسیار حاد هویتی بحثی در جریان بوده و گزارش‌های مختلفی از نجف و قم داریم. اینکه اختلاف بوده بین طلاب ترک زبان، فارس زبان و یا طلاب افغانستانی و ایرانی که این اختلاف‌ها همیشه در سطح بوده و هیچوقت منجر نشده که درباره‌ی زبان و یا شرعی بودن آن بحث بکنند. این مسئله جدیدی است و در حوزه‌های سنتی ما بحث نشده. من اطلاع دارم و تحقیق هم کردم تا به حال درباره‌ی شرعی بودن مبحث زبان بحثی نشده است».

شاکی بودن حضرت علی از دست نابودکنندگان زبان

سید حیدر بیات، محقق دینی در قم در ادامه توضیحاتش به دویچه وله اظهار داشت: «حتی قرآن شریف هم به وجود زبانها اشاره می‌کند و حضرت علی هم در نهج البلاغه به کثرت زبانها اشاره دارد و حضرت علی از کسانی که زبانها را از بین می‌برند و به آیات الهی توجه نمی‌کنند شاکی است».

سید حیدر بیات در ادامه‌ی صحبت‌هایش فتوای آیت‌الله منتظری را در مسئله‌ی حقوق زبانی "فتح باب" می‌داند و احتمال می‌دهد که بعد از این شاگردان منتظری و فقهای نواندیش به مسئله‌ی زبان بیشتر توجه خواهند کرد.

 بیم علمای آذربایجان از اتهام قوم‌گرایی

بخشی از علمای حوزه‌های دینی اهل تشیع در ایران را روحانیان ترک زبان تشکیل می‌دهند. ولی به‌نظر سید حیدر بیات، علمای آذربایجان همیشه در معرض انتقاد بوده‌اند و آن آرامش را نداشته‌اند که به این مباحث بپردازند. آنها همواره بیم آن داشته‌اند که به قوم‌گرایی متهم شوند.

وی دراین رابطه چنین اشاره می‌کند: «من هنوز هم فکر می‌کنم که با فتوای آیت‌الله منتظری هم انتظار بیشتری از علمای ترک زبان نداشته باشیم چون آنها هنوز هم در معرض اتهام قوم‌گرایی قرار دارند».

ولی به‌نظر فعالان حقوق شهروندی اقوام، فتوای آیت‌الله منتظری درباره شرعی بودن زبان به روحانیون آذربایجانی ترک‌زبان نیز کمک خواهد کرد تا اینگونه مسائل را با شهامت مطرح کنند.

اهمیت فتوای آیت‌الله منتظری برای اقوام

 سعید نعیمی عضو شورای مرکزی سیاستگزاری ادوار تحکیم وحدت و آگاه به مسائل اقوام در گفت‌وگو با دویچه دوله می‌گوید: «دیدگاه‌هایی که آقای منتظری به عنوان یک فقیه برجسته طرح می‌کنند خیلی موثر است و نظری هم که ایشان در این مورد ابراز کردند از سوی مرجعیت شیعه یک دیدگاه تاریخی است، آنهم مرجعیت غیر آذربایجانی. ما تا به حال به غیر از آیت‌الله شریعتمداری که در اوایل انقلاب این دیدگاه را داشتند، مرجع تقلید شیعه نداریم که این دیدگاه را طرح کرده باشند».

استقبال نخبگان اقوام از دیدگاه آیت‌الله منتظری

سعید نعیمی در ادامه صحبت‌های خود به انتظارنخبگان و فعالان حقوق اقوام از آقای آیت‌الله منتظری اشاره می‌کند و می‌گوید: «براساس سابقه‌ای که ایشان در دفاع از انسانها و در دفاع از آزادی اندیشه دارند و بویژه مخالفت‌هایی که ایشان در قضیه‌ی حذف مخالفان در دهه ۶۰ داشتند ومخالفت‌هایی که در چند سال اخیر در رابطه با استبداد دینی داشته‌اند، این انتظار می‌رفت که ایشان در مورد حقوق ملی بخشی از جامعه، نظر مثبت و دمکراتیکی ارائه دهند. من فکر می‌کنم که مردم آذربایجان این دیدگاه را ارج خواهند گذاشت».

سکوت رسانه‌ها درباره فتوای آیت‌الله منتظری

بنظر سعید نعیمی، عضو شورای سیاستگزاری ادوار تحکیم وحدت، فتوای آیت‌الله منتظری در رسانه‌ها بازتاب نیافته است. وی دراینباره اظهار داشت: «در مورد نحوه‌ی انتشار فتوایی که به نظر من یک فتوای تاریخی واسترتژیک است، ما شاهد هستیم که رسانه‌ها سکوت کردند. درحالی که در ماههای اخیر شاهد بودیم در رسانه‌ها با آب و تاب و تصاویر دیدگاههای ایشان بازتاب داده می‌شد. ولی من درباره فتوای آیت‌الله منتظری به غیر از وبلاگ‌های آذربایجانی‌ها جایی نخواندم و حتی خبرش هم منتشر نشده است».

دلالیل سکوت رسانه‌ها

آقای نعیمی درباره‌ی دلایل سکوت رسانه‌ها چنین توضیح می‌دهد: «این نشان می‌دهد که رسانه‌های ما انحصارگرایانه عمل می‌کنند و حتی به نظرات فردی مانند آیت‌الله منتظری رفتاری ابزاری دارند و مواردی را که خوشایندشان نیست سانسور می‌کنند و یا اینکه درک صحیحی از تحولاتی که در ایران اتفاق می‌افتد، ندارند».

سعید نعیمی در پایان گفتگوی خود با دویچه وله اظهار داشت که این فتوا می‌تواند اثری مهم روی نیروهای سیاسی و فعالانی که ساکن مناطق غیر فارس نشین هستند بگذارد و شاید یک امیدی ایجاد بکند که درخواست‌ها و مطالبات هویتی، فرهنگی و سیاسی از سوی نیروهای مرکزی مورد توجه قرار بگیرد و در وحدت جامعه ایران نقش مثبتی را ایجاد بکند».

طاهر شیرمحمدی

تحریریه: داود خدابخش



نويسنده : | تاريخ : شنبه شانزدهم آبان 1388 |  نوع مطلب : |
» نخستین میثاق وکالت با مردم آذربایجان، پس از اعلام نتایج انتخابات مجلس ششم در اول اسفند 1378

 

نخستین میثاق وکالت با مردم آذربایجان، پس از اعلام نتایج انتخابات مجلس ششم در اول اسفند 1378

خلاصه... هرگز کلام را بخاطر نان نخواهم فروخت...هیچگاه زرخرید انسان نخواهم شد، هرچند که قیمت آن به گرانی گنج قارون باشد....به آیه شریفه "و لقد کرّمنا بنی آدم" سوگند که کرامت والای انسانی را سرلوحه امور خویش قرار خواهم داد ...به همت عالی آذربایجانیان سوگند که اقتدار دوباره آذربایجان را به نمایش خواهم گذاشت...همچون شمشیر عدالت علی(ع) بر فرق کسانی فرود خواهم آمد که از طریق داد وستدهای سیاسی و سوء استفاده از بیت المال و تسلط بر انحصارات و امکانات دولتی، یکشبه ره صد ساله را پیموده و عرصه را برای حداقل معیشت مردم و حیات دیگران تنگ کرده اند. ...

 

چنانکه می دانید، هریک از نامزدهای انتخاباتی اعم از ریاست جمهوری، مجلس و شوراهای شهر و روستا، بنابر رسم مالوف و به منظور جلب آرای مردم  وعده هائی را به مردم می دهند که بنابر تجربه و شواهد موجود اغلب غیرقابل اجرا بوده و یا خارج از توان و اختیارات آنهاست.

از آنجا که توسل به وعده های دروغین و عوامفریبانه برای رسیدن به قدرت خود نوعی کلاهبرداری است و کسانی که براین اساس به قدرت دست یافته اما برخلاف تعهدات خود عمل می کنند، عمل آنان مصداق کلاهبرداری و خیانت در امانت  محسوب می شود، از اینرو در طول دوران نمایندگی و ایام تبلیغات هرگز به مردم وعده ای ندادم که قادر به عملیاتی کردن آن نباشم. 

تنها وعده بنده به مردم آذربایجان معطوف به پیمان نامه ای است که پس از اعلام نتایج انتخابات و رای اعتماد بی سابقه مردم حوزه انتخابیه تبریز، آذرشهر و اسکو به اینجانب، خطاب به مردم تهیه کردم که آنروزها در تیراژ بسیار ناچیز و در یکی دو نشریه محلی تبریز چاپ و منتشر شد.

از اینرو در طول 8 سال دوران نمایندگی ام در مجلس شورای اسلامی همه تلاش خود را صرف ایفای وظایف نمایندگی(1) در  اندازه و کسوت ملی و  به موازات آن عمل به مفاد این پیمان نامه و سوگندی کردم که در بدو ورود به مجلس ایراد می شود.(2)

متن کامل میثاق مذکور که به شرح زیر می باشد عینا منتشر می گردد تا پس از انتقال و انتشار کامل کارنامه 8 ساله دوران نمایندگی ام در مجلس شورای اسلامی به این سایت، امکان داوری مردم و موکلین عزیزم نسبت به عملکردم مهیا شود. لاجرم امیدوارم که این عملکرد مورد رضایت خداوند واقع  و نتیجه داوری شما نیز حاکی از سربلندی حقیر در پایبندی به مفاد این پیمان نامه و وظایف نمایندگی باشد:

مردم شریف و قهرمان حوزه انتخابیه تبریز، اسکو و آذرشهر 

ای رهروان روح خدا و ای شاهدان محراب شهادت؛

ای وارثان خیابانی، ستارخان و باقرخان؛

ای همرزمان شهیدان؛ باکری، تجلائی و شفیع زاده؛

ای همشهریان سرآمد تفسیر قران(علامه طباطبائی)، محمد تقی جعفری و استاد شهریار؛

ای پیشقرآولان نهضت مشروطه؛

و ای پیشتازان انقلاب اسلامی و حماسه سازان 29 بهمن 1356؛

سلام علیکم 

در 29 بهمن سال 1378، شما شیرزنان و دلیرمردان دیرین ترین مهد تمدن، بار دیگر با حضور حماسی خود در پای صندوق های رای برگ زرینی را بر کتاب تاریخ آذربایجان افزودید و بدینوسیله حیاتی دوباره در کالبد شمالغربی ایران دمیدید. این حرکت فرهنگی که بیانگر بلوغ سیاسی مردم غیور آذربایجان می باشد حتی رسانه های بیگانه را نیز دچار شگفتی کرد.

 شما پیشگامان نهضت های سیاسی و فرهنگی ثابت نمودید که آذربایجان همچنان مهد تمدن و فرهنگ است و اثبات کردید که:

شهر تبریز است و جان قربان جانان می کند

سرمه چشم از غبار کفش میهمان می کند

آری! روی سخن با شماست؛ زبان الکن و بیان قاصر این ذره ناچیز، عبد خدا و خادم شما مردم شریف و آزاده تا آنجا یاری می دهد که فقط به استحضارتان برسانم، با حمایت گسترده ای که از این حقیر به عمل آوردید، کوله بار گرانی از مسئولیت را بر دوشم نهادید که تحمل آن بسیار دشوار است، جام بلائی را در اختیارم گذاشتید که خاص مقرّبان است؛

هرکه در این دیر مقربتر است

جام بلا بیشترش می دهند.

امانتی را به من سپردید که هرگونه اهمال و سستی نسبت به آن خیانت و گناهی نابخشودنی به شمار می آید.

براستی نمی دانم که آیا می توانم در طول یک دوره چهار ساله از عهده این همه محبت و عنایت برآیم یا خیر؟ فقط دعا کنید که در کارنامه اعمالم نمره منفی ثبت نگردد. با این وصف تنها می توانم اطمینان دهم در هر شرایطی به پیروی از شهریار ایران خواهم سرود:

حیدربابا! ایگیت امک ایتیرمز

عمر گئچر اقسوس بره بیتیرمز

نامرد اولان، عمری باشا یتیرمز (3)

لذا ضمن بوسیدن دست یکایک شهروندان حوزه انتخابیه ام و بپاس عنایتتان،صادقانه با شما می گویم:

1-سوگند به قلم که در طول وکالتم هرگز کلام را بخاطر نان نخواهم فروخت، روح خویش را به خدمت جسم در نخواهم آورد، لاجرم هیچگاه زرخرید انسان نخواهم شد، هرچند قیمت آن به گرانی گنج قارون باشد.

2-به قطره قطره خون شهیدان سوگند، هرگز به آرمان های والای شهیدان که در قانون اساسی متجلّی است، خیانت نخواهم کرد، چرا که؛

ما همان ترکش خوردگان جبهه ایم

مرگ را خوردیم و اما زنده ایم  

3-به دست پینه بسته کارگران، عرق جبین کشاورزان و هنر انگشتان قالی بافان آذربایجانی سوگند، هرگز از یاد نخواهم برد که انقلاب از آن مستضعفان و پابرهنگان است.

به علم و عقل اندیشمندان و روشنفکران مسلمان سوگند که در کنار تعهد، تخصّص را نیز ارج خواهم نهاد.

5-به آیه شریفه "و لقد کرّمنا بنی آدم" سوگند که کرامت والای انسانی را سرلوحه امور خویش قرار خواهم داد و در معیّت همفکرانم تلاش خواهم نمود که فضای مساعدی را برای رشد و اعتلای خلیفه خدا در روی زمین مهیّا سازم و اگر خدا بخواهد سنّتی را ترویج خواهم نمود که به مدد آن از جای برخاسته و در زمره منتظران واقعی ظهور منجی عالم بشریت مهدی صاحب زمان قرار گیریم.

6-به همت عالی همه آذربایجانیان سوگند، تلاش خواهم نمود تا با تکیه بر حمایت بیدریغ شما، اقتدار دوباره آذربایجان را به نمایش گذاشته و از حقوق حقّه این خطّه قهرمان پرور به اندازه نوک سوزنی عدول ننمایم.

7-مطمئن باشید که با استفاده از ابزار نظارت همچون شمشیر عدالت علی(ع) بر فرق کسانی فرود خواهم آمد که از طریق داد وستدهای سیاسی و سوء استفاده از بیت المال و تسلط بر انحصارات و امکانات دولتی، یکشبه ره صد ساله را پیموده و عرصه را برای حداقل معیشت مردم و حیات دیگران تنگ کرده اند.

لذا دعا کنید که در همه این زمینه ها در پیشگاه خدا و خلق او  روسفید گردم.

در خاتمه از همه اقشار مردم و ولی نعمتانم؛ کارگران، کشاورزان، کارمندان، دانشگاهیان، فرهنگیان، دانشجویان، روشنفکران، پزشکان، مهندسان و متخصّصان، دانش آموزان، بازاریان، اصناف و کسبه، روحانیون، احزاب و تشکل های سیاسی و مذهبی، نیروهای مسلح، دست اندرکاران انتخابات و در یک کلمه کلیه خواهران و برادران عزیزی که اینجانب و سایر نامزدهای ششمین دوره مجلس شورای اسلامی را مورد تائید و عنایت خود قرار دادند، تقدیر و تشکر می نمایم و امیدوارم که با عملکرد خویش حتی موجبات رضایت کسانی را که به اینجانب رای نداده اند، را نیز فراهم سازم.

خدمتگزار مردم و نماینده حوزه انتخابیه تبریز، اسکو و آذرشهر

اکبر اعلمی -یکم اسفند 1378

 

زیرنویس:

1و2-اصل شصت و هفتم  قانون اساسی(مفاد سوگند نامه نمایندگی)

نمايندگان بايد در نخستين جلسه مجلس به ترتيب زير سوگند ياد كنند و متن قسم نامه را امضا نمايند:

بسم الله الرحمن الرحيم

"من در برابر قرآن مجيد، به خداي قادر متعال سوگند ياد مي كنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مي نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم ، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوان اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت ، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم ، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهار نظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تامين مصالح آنها در مد نظر داشته باشم ".

نمايندگان اقليتهاي ديني اين سوگند را با ذكر كتاب آسماني خود ياد خواهند كرد. نمايندگاني كه در جلسه نخست شركت ندارند بايد در اولين جلسه اي كه حضور پيدا مي كنند مراسم سوگند را بجاي آورند.

3-حیدر بابا مردان، نمک شناسند

    این عمـرها فانی و بی اساسند

    نامــرد ها کم عمر و ناسپاسند

لینک های مرتبط:

وظایف نمایندگی در چارچوب قوانین

چرا چماقداران 20 تیر دانشگاه تبریز محاکمه نمی شوند؟ (اولین نطق پیش از دستور در مجلس ششم(

(حدفاصل میان حکمرانی بد و خوب) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی

 



نويسنده : | تاريخ : سه شنبه پنجم آبان 1388 |  نوع مطلب : |
» اعتراض به راه ندادن تماشاگران تراکتورسازی به ورزشگاه آزادی
اعتراض به راه ندادن تماشاگران
چرا ظرفيت هواداران تراكتورسازي كم بود؟

باشگاه تراكتورسازي به كمبود ظرفيت هواداران اين تيم در بازي مقابل پرسپوليس اعتراض كرد.


به گزارش خبرگزاري فارس، درحالي كه روز گذشته حدود ۲۰هزار هوادار تيم تراكتورسازي در ورزشگاه آزادي حاضر شده بودند اما اين باشگاه از اينكه به ساير هواداران اين تيم اجازه داده نشده بود در ورزشگاه حضور پيدا كنند، معترض است.
مهدي فاطمي، مدير روابط عمومي اين باشگاه در اين زمينه به خبرگزاري فارس اظهار داشت: متاسفانه جايگاهي كه به هواداران تيم ما داده بودند كم بود و اگر ظرفيت بيشتري را در اختيار هواداران تراكتورسازي مي گذاشتند تعداد هواداران اين تيم در ورزشگاه آزادي به 30 هزار نفر مي رسيد.
وي با انتقاد از جمع آوري پرچم هاي هواداران اين تيم گفت: سئوال من اين است كه آيا در دست داشتن پرچم موردي دارد كه روز گذشته پرچم هاي هواداران تراكتورسازي كه همگي مضمون هايشان حمايت از تيم بود را جمع آوري كردند؟
روز گذشته تيم تراكتورسازي با نتيجه 2 بر يك از تيم پرسپوليس شكست خورد.


 
شعار تماشاگران تراكتورسازي در ورزشگاه آزادي:
 
پرسپوليس به شهر ما خوش آمدي

خبرگزاري فارس: هواداران تراكتورسازي با سر دادن شعارهايي حضور خود در ورزشگاه آزادي را به رخ پرسپوليسي‌ها كشيدند.


به گزارش خبرگزاري فارس، هواداران تبريزي عليه علي كريمي در ورزشگاه آزادي شعار دادند و علي دايي، بازيكن و مربي آذري را برتر از وي خواندند. كريمي در ديدار تراكتورسازي با استيل آذين پس از به ثمر رساندن ضربه پنالتي به سمت هواداران تبريزي رفت و باعث تحريك آنها شد كه پس از آن هواداران تراكتورسازي به شدت از كريمي ناراحت هستند.

* شيث رضايي در اين بازي غايب است. حبيب كاشاني درباره غيبت او به خبرنگار فارس گفت:‌ رضايي دچار سرماخوردگي شديد شده و از ناحيه كشاله ران پا نيز آسيب ديده است.

* محمد نصرتي قبل از ورود به داخل زمين به رختكن پرسپوليس رفت و با هم‌تيمي‌هاي سابقش خوش و بش كرد.

* عده‌اي از هواداران تراكتورسازي پشت درهاي ورزشگاه مانده‌اند و اجازه ورود به آنها داده نشد. از اين رو هواداران با سر دادن شعار "استاديوم خاليه، تبريز را راه ندادند " اعتراض خود را به مسئولان نشان دادند و خواستار ورود به ورزشگاه شدند.

* هواداران تراكتورسازي كه جمعيت آنها از طرفداران پرسپوليس بيشتر است با شعار "پرسپوليس به شهر ما خوش آمدي " تعداد خود را به رخ تماشاگران تهراني كشيدند.

* فرزا كمالوند و ناصر شفق، حبيب كاشاني را به ميان طرفداران تراكتورسازي بردند كه اين موضوع با استقبال آنها روبرو شد و كاشاني را تشويق كردند. سرپرست پرسپوليس نيز در پاسخ به اين ابراز احساسات براي هواداران تبريزي دسته گل پرتاب كرد.

* محمد نصرتي و حسن رودباريان قبل از آغاز ديدار به سمت نيمكت پرسپوليس رفتند و از مربيان سابق خود رخصت خواستند.

* به مناسبت ميلاد امام رضا (ع) از سوي سازمان ليگ فوتبال به احمدرضا عابدزاده، حميدرضا علي عسگر و عليرضا محمد سفر مشهد، سكه طلا و لوح تقدير اهدا شد.

* هواداران تراكتورسازي با تدابير امنيتي در طبقه دوم ورزشگاه اسكان داده شدند.
انتهاي پيام/ا



نويسنده : | تاريخ : سه شنبه پنجم آبان 1388 |  نوع مطلب : |
» عناوين آخرين مطالب